نکته* ))سلام
!! از کسانی که برای چشمهاشون ارزش قائل میشوند درخواست میشود خود را خسته نکنند !
این یه تحلیل خیلی خیلی تهی و بی مغزه .....
به این نوشته توجه نفرمایید !
چند
روز دیگه، نَه خیلی اون دور دورا ، امتحانات به خیر و خوشی (اگه خدا بزاره)تموم
میشه . خیلی خیلی خوشحال و کوک و دلخوش از رهایی ، به صورت شورانگیزی به خونه بر
میگردی . خوشحال از اینکه از فردا تا لنگ ظهر تو رختخوابی و بعد که بلند شدی و با
خیال آسوده صبحانه خوردی ، لم میدی جلوی تلوزیون و تا کور کوره ی شب این فیلم اون
فیلم رو تماشا میکنی و بعد یه سَری هم به قاچاق منیجر میزنی و تجدید میثاق میکنی با
مدیر وبلاگ و بعد دوباره میری میخوابی ، که خود اون خواب هم عجب صفایی داره . ولی
بعد از اینکه چند روز میگذره از این وضع خسته میشی ; گذره عمر بر وفق مراد نیست . دیگه
حال نداری تا لنگ ظهر بخوابی و یا حتی دوست نداری، سریال و فیلم مورد علاقه ات رو
ببینی. کم کم شک میکنی که نکنه طوریم شده باشه ؟!!! تویی که در طول ترم علی الخصوص
شب امتحان کلی برنامه چینی میکنی که فقط و فقط نیم ساعت بیشتر بخوابی و فیلم مورد
علاقه ات رو ببینی، حالا یه حس عجیب و غریبی از درون بهت میگه : دلت میخواد دوباره
از فردا صبح ساعت شیش و نیم از خواب بلند شی و صبحانه بخوری و راه بیوفتی به سمت
یونیورسیتی!
آخ
که چه حالی داره وقتی
از زیر سر درب غرور آفرین دانشگاه شاهد(عَظُمَ شَانُ) گذر کنی
آخ
که چه حالی داره وقتی
حراست بهت گیر میده و میگه (ببخشید میتونم کارتتونو ببینم؟) و تو همینطوری سرتو
بندازی پایین و آدم حسابش نکنی و بری سمت دانشکده!
آخ
که چه حالی داره وقتی داری به سمت دانشکده میری
از میدون مین و خاکریز های مختلف و مرداب و ناهمواری های جغرافیایی مختلف عبور
میکنی ، که باعث میشه وقتی به کلاس برسی انگار از کل راه دانشگاه رو سینه خیز
اومدی !!
آخ
که چه حالی داره وقتی مسئول حراست دانشکده ی
خودمونو که در حال خروپفه از خواب بپـَرونی و بعد بگی ببخشید خواب بودید ؟!!!
آخ
که چه حالی داره وقتی یه استاد و میبینی و یاد
پاچه خواری های جور و واجور و تقلبهای مضحکانه میکنی .!!
آخ
که چه حالی داره سر کلاس 40 مرتبه به نیت 40 تن
از کلاس بری بیرون و دوباره بیای تو ....
آخ
که چه حالی داره هنوز ده دقیقه از شروع کلاس
نگذشته هِی(مکرر) به استاد بگی (استاد خدا قوت)
آخ
که چه حالی داره سر کلاس، رمان های بیخود و چرت و
پرت خوندن !!!(میگن کلاس داره..)
آخ
که چه حالی داره وقتی یه تیکه ی ناب و داغ داغ به
استاد بندازی و هیچکی نخنده...!
آخ
که چه حالی داره وقتی هیچی از درس نمیفهمی و
وانمود میکنی که عقل کُلّی...!
آخ
که چه حالی داره جلسه برگزار کنیم و هیچکدوم از
موارد مصوب رو انجام ندیم .....مدیریت اجرایی یعنی این....
آخ که چه حالی داره 6 ساعت وقت الکی بین دو کلاس صبح و بعدظهر رو گذروندن....
آخ که چه حالی داره یه قاشق بیشتر از اون غذاهای لذیذ دانشگاه نصیب بشی....
آخ که چه حالی داره یه ترم کامل با استاد سره اینکه امتحان میان ترم رو تستی بگیره کل کل کنی و آخرش هم هیچ ....
آخ
که چه حالی داره وقتی به مسئولین دانشگاه میگی
این سگ و گربه ها چیه تو دانشگاه که رژه میرن ؟زشته بابا... اصلا خزه .دیگران ببینن چی میگن؟!!!!بعد خیلی
خیلی جدی بهت بگن : جزو کارمندان دانشگاهند....کاریش نمیشه کرد بالاخره اینا هم
زن و بچه دارن و میخوان یه لقمه نون در بیارن....
دیگه
وللش زیاد دارم چرت و پرت میگم .......
بعد
از این کارا خیلی ریلکس برمیگردی خونه !آخیش... دست و صورتت رو بشویی و یه سری
کتابهای عتیقه بریزی دور خودتو نرم نرم بخونی و به پدر و مادر سفارش کنی که اگه
فلان فیلم شروع شد، بهت خبر بدن که ببینی.....! بازم یواش یواش نه کم کم همه چیز
برات مزه پیدا میکنه !! و دوباره مثل سبک سوئیسی در شطرنج به یک مدل تقریبا تکراری
بر میخوری ولی همان نیز لذت بخشه .....تازه خیلیا همینش رو هم بلد نیستن.....
ودر
آخر از نتیجه گیری خبری نیست !!! من که نمیدونم چی نوشتم ، ولی میدونم نوشتم
شاید خواستم در اول نوشته شما رو ترغیب کنم ولی در میانه حرفهای به درد نخور وتلخ و دوست داشتنی گفتم . اینکه میگم نمیدونم چی نوشتم ......
((.....آخ که چه
حالی داره)) های دیگر هم به عهده ی خودتون......