دربست تا بهشت!

«دربست تا بهشت»

و تو اي مادرم! ميدانم كه چه آرزوهايي برايم داشتي. ولي چه كنم؟ زماني كه خدا مرا به مهماني دعوت كرده است، من بايد عاشقانه به ملاقات خدا مي شتافتم...

شهدا، امام زادگان عشق اند كه مزارشان زيارتگاه اهل يقين است... امام خميني(ره)

*****************

پوتین هایش را برق انداخت. عطر یاسی که همیشه به هنگام نماز خواندن به خود میزد را به محاسنش مالید. موهای کم پشتش و نیز محاسن کوتاهش را شانه کرد. زمانی که قصد خروج از سنگر را داشت، کاظم وارد سنگر شد. نگاهي به رضا انداخت. امروزش با ديگر روزها فرق ميكرد. چهره اش زيباتر شده بود. دليل كارهايش را از او پرسيد. تنها پاسخی که از سوی رضا به سمتش روانه شد، لبخندی بود که هر گاه بر لبانش مینشست او را دوست داشتنی تر میکرد. به هنگام خارج شدن از سنگر، بار دیگر نگاهی به کاظم انداخت. لبانش هیچ نگفت اما چشمانش هزاران کلمه را فریاد میزد. فریادی از رفاقت... خاطره... جنگ... جدایی... خون و... تاب نیاورد. درحالی که اشک  کاسه چشمانش را لبریز کرده بود از رفیقش دل برید. از رفیقی که هزاران خاطره به وسعت یک عمر با او داشت. خود را از سنگری جدا شده میدید که خشت خشت آن با ناله های نیمه شبش در نماز و دعا خو گرفته بودند. از سجاده ای دل برید که هر شب گل های آن را با اشک چشمانش آبیاری میکرد. دل برید. از هر چه در آن سنگر بود دل برید و رهسپار قایقش شد؛ قایقی که او را به محبوبش میرسانید.

كاظم گويي تازه به هوش آمد. متوجه چيزي شد. نگاه پایانی رضا غریبه نبود. کاظم آن نگاه را خوب میشناخت. سخنِ چشمانِ رضا را بارها از دوستان دیگرش شنیده بود. دوستانی که با این نگاه از رفیقشان خداحافظی میکردند. دوستانی که با این نگاه روز به روز او را در جهنم این دنیا تنهاتر رها میکردند و به سوی منزل یار به پرواز درمی آمدند. حال میفهمید که چرا رضا پوتینش را برق انداخت. در پرواز پوتین ها آسیبی نمی بینند. بی اختیار به سجده افتاد و «زمزمه ای» عاشقانه، نه، «گلایه ای» عاشقانه را با معبودش آغاز کرد.

بسیار آهسته و آرام قدم برمیداشت. گویی روی زمین نیست. قدم به قدم و لحظه به لحظه به زمان پرواز نزدیک میشد. وسیله پرواز او قایقش بود. این قایق کهنه بود که باید او را تا اوج آسمان میرسانید.همه جا تاریک تاریک بود؛ به قدری تاریک که هیچ کس قادر به دیدن دستان خود نیز نبود . این عملیات در این تاریکی انجام میشد اما در آن شب به آسانی میشد خدا را دید و دستانِ خدا را با تمام وجود احساس کرد.

سوار بر قایقش شد. قایقی که امشب نقش بالگرد را برای او داشت. شب عجيبي بود. گويي سرتاسر ساحل رود را چراغاني كرده اند. در هر قايقي ميشد روشنايي يك يا چند ماه را ديد.

قایق ها به راه افتادند. حرکت کردند تا مسافران خود را به سوی ساحل رود و برخی از صاحبان خود را به سوی خدا برسانند.

قایق او نیز به پرواز درآمد. در مسیر ساحل دشمن هیچ کدام از گلوله ها در قایق او ننشست. این قایق ساعاتی دیگر مسافری به سمت ملکوت داشت و نباید آسیب میدید. از طرفی نیز ایستگاه دیگر سرنشینان، آن سوی رود بود و باید آن ها را به سلامت در ایستگاهشان پیاده و  سپس سفر خود را آغاز میکرد.

مسافران بداقبال به سلامت در ساحل رود فرود آمدند. غلام رضا به عنوان سرپرست گروه، آخرین کسی بود که از قایق پیاده میشد. زمانی که نوبت به او رسید، گلوله آر-پی-جی به یادش آورد که باید سفرش را آغاز کند. قایق پس از برخورد گلوله مسافرش را به پرواز درآورد؛ مسافری که آن شب قایق را به مقصد بهشت دربست گرفته بود.

*****************

كوتاه ترين وصيت نامه جنگ: «دانشجوي شهيد احمد رضا احدي»

http://www.pic.iran-forum.ir/images/fkhnbcdnqt8cvvetpo6c.jpg

محکمه خون شهداء محکمه عدلیست که ما را در آن به محاکمه می کشند . . .

!!!!!!!!!

علی دایی ...!


استقلالی های عزیز زیاد دور برندارید!
این روزگار شما نیز بگذرد!

مولانا

با يار به گلزار شدم رهگذري * بر گل نظري فكندم از بي خبري

دلدار به من گفت كه شرمت بادا * رخسار من اينجا و تو بر گل نگري


http://www.pic.iran-forum.ir/images/y7fl2wo4g7ow1tywxp56.jpg

خواجه بيا خواجه بيا خواجه دگر بار بيا * دفع مده دفع مده اي مه عيار بيا


عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر * تشنه مخمور نگر اي شه خمار بيا


پاي تويي دست تويي هستي هر هست تويي * بلبل سرمست تويي جانب گلزار بيا


گوش تويي ديده تويي وز همه بگزيده تويي * يوسف دزديده تويي بر سر بازار بيا


از نظر گشته نهان اي همه را جان و جهان * بار دگر رقص كنان بي دل و دستار بيا


روشني روز تويي شادي غم سوز تويي * ماه شب افروز تويي ابر شكربار بيا


اي علم عالم نو پيش تو هر عقل گرو * گاه ميا گاه مرو خيز بيكبار بيا


اي دل آغشته بخون چند بود شور و جنون * پخته شد انگور كنون غوره ميفشار بيا


اي شب آشفته برو وي غم ناگفته برو * اي خرد خفته برو دولت بيدار بيا


اي دل آواره بيا وي جگر پاره بيا * ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا


اي نفس نو ح بيا وي هوس روح بيا * مرهم مجروح بيا صحت بيمار بيا


اي مه افروخته رو آب روان در دل جو * شادي عشاق بجو كوري اغيار بيا


بس بود اي ناطق جان چند ازين گفت زبان * چند زني طبل بيان بي دم و گفتار بيا


«حضرت مولانا»

برنامه نیمسال اول 90-91

{ شما رو نمی دونم ، اما برای من یکی که خیلی زود گذشت . کلا زود گذشت . چشام رو بستم و باز کردم شدم سال سومی . تابستون هم که مثل برق ... }
سرتون رو درد نیارم . به همت و تلاس گروه محترم مدیریت ، یکبار دیگه برنامه ی درسی ارائه شد . اما اینبار برای این که همه ی ما ، حتی اساتید و رئیس دانشگاه رو  Surprise کنن ، در اقدامی عجیب ییهو برنامه به کلی عوض شده . گویا درخواست سه گانه ی ما به مذاق مدیران محترم خوش نیمده که کلهم برنامه رو زیر و رو کردن که جای هیچ حرفی نمونه ! واقعا هم جای هیچ حرفی نمونده !

گویا دل حضرت بکایی برای ما خیلی تنگ شده بوده و در فراق ما دائم البکا شده بودند که این ترم دوبله افتخار داریم در خدمتشون باشیم و یه جواریی هر روزی که می یایم دانشگاه باید عرض کنیم : خدمت از ماست استاد !

سردار اساتید هم تاب دوری ما رو نداشتند . با اینکه آخرین جلسه ی ترم پیش بستنی وداع توزیع کردند و عکس دست جمعی گرفتند ، دوباره و اینبار با تمام قوا به میدون آمدن تا خدایی نکرده این سال های آخر دانشگاه بهمون بد نگذره ! بنده که خوشحالم صد البته ، به این امید که اینبار بستنی وداع نصیبم بشه و تو عکس دست جمعی حضور داشته باشم !
قصه بسه دیگه . خودتون برنامه رو ملاحضه بفرمایید تا بل به این نتیجه برسید که : جای هیچ حرفی نمونده !

[ گوشتون رو بیارید جلو آخه می ترسم بشنون . (سلام آقای دکتر) . میگم در مورد زبان تخصصی دو تا حرکت انقلابی میشه زد . 1) با صنعتی ها برداریم .  2) اصلا انتخابش نکنیم ]



تصویر بزرگ

انتخاب واحد ورودی 88 : از ساعت 16 پنجشنبه (90/6/10) الی 16 جمعه (90/6/11)
       از ساعت 16 یکشنبه تا ساعت 12:30 دوشنبه

برنامه ی ارائه شده به دوره های 90 و 89 و 87 در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

رکورد یک میلیون نفر تماشاگر برای یک جدایی

 

به نقل از دنیای اقتصاد:

روزنامه لوموند فرانسه فيلم جدايي نادر از سيمين را سورپرايز تابستاني سينماي اين كشور توصيف كرد. روزنامه لوموند ـ چاپ پاريس ـ در گزارشي به قلم سوفي والون با تيتر يك جدايي شگفت‌انگيز، عامل موفقيت سينماي ايران درباره جديدترين ساخته اصغر فرهادي نوشت.


در ابتداي اين گزارش كه روز گذشته منتشر شده، آمده است: فيلم جدايي نادر از سيمين ساخته اصغر فرهادي سورپرايز تابستاني سينما است. اين فيلم كه از روز هشتم ژوئن نمايش خود را در فرانسه آغاز كرده است تاكنون بيش از 800 هزار تماشاگر را به سينماها كشانده است و در دوازدهمين هفته اكران توانسته به موفقيتي بيش از آنچه پيش‌بيني مي‌شد، ‌دست پيدا كند. لوموند در ادامه آورده است: فيلم‌هاي ديگر كارگردانان بزرگ ايران چون كيارستمي و پناهي كه در جشنواره‌هاي جهاني بيشتر از فرهادي نيز جايزه گرفته‌اند، به‌ندرت به آمار 150 هزار تماشاگر در فرانسه دست يافته‌اند و اين درحالي است كه نمايش فيلم فرهادي همچنان ادامه دارد. اين روزنامه پرتيراژ فرانسوي با اشاره به اعطاي جايزه خرس طلا بهترين فيلم و دو خرس نقره‌اي بهترين بازيگري جشنواره برلين به جدايي نادر از سيمين، پيش بيني كرد شمار تماشاگران اين فيلم در فرانسه در پايان ماه سپتامبر از يك ميليون نفر خواهد گذشت.در ادامه اين گزارش آمده است: درحالي كه بسياري از فيلم‌هاي كوچك در پايان هفته دوم و چهارم نمايش از سينماهاي فرانسه برداشته مي‌شوند، اما جدايي نادر از سيمين توانست تعداد سالن‌هاي نمايش خود را از 105 در ماه ژوئن به 250 سالن افزايش دهد. اين يك اتفاق بسيار نادر براي فيلم‌هاي ايراني است.
لوموند در اين گزارش با اشاره به اكران موفقيت‌آميز جدايي نادر از سيمين در ديگر كشورهاي اروپايي آورده است: در بلژيك تنها 9 سالن نمايش در اختيار اين فيلم است، با اين حال 30 هزار نفر به تماشاي آن رفته‌اند. در انگليس 60 هزار نفر تنها در 26 سالن به تماشاي اين فيلم نشسته‌اند. در آلمان نيز با اينكه كمتر از يك ماه از اكران اين فيلم در 55 سالن مي‌گذرد، اما 100 هزار نفر تاكنون به تماشاي اين فيلم نشستند.
اين روزنامه فرانسوي در پايان گزارش خود مي‌نويسد: جدايي نادر از سيمين در 70 كشور دنيا نمايش خواهد يافت و كمپاني سوني كه اواخر سپتامبر اين فيلم را به پرده سينماهاي آمريكا خواهد برد، اميدوار است تا يكي از نامزدهاي جايزه اسكار بهترين فيلم خارجي باشد. جديدترين ساخته‌ اصغر فرهادي كه از 30 سپتامبر (9 دي) در سينماهاي آمريكا به نمايش درخواهد آمد، از روز 25 خرداد در بلژيك، دوم تير در تايلند و 20 مرداد در هلند به‌روي پرده رفته است و طبق برنامه از هشتم سپتامبر (17 شهريور) در سينماهاي سوئيس نمايش خواهد داشت.
جدايي نادر از سيمين در ادامه‌ اكران جهاني، از روز 25 دسامبر (4 دي) به‌طور همزمان در ايتاليا و نروژ نمايش خواهد داشت و طبق برنامه‌ اعلام‌شده از روز 6 ژانويه سال آينده ميلادي (16 دي) در سينماهاي برزيل نمايش خود را آغاز خواهد كرد. داردن ها، نانی مورتی و پدرو آلمودوار رقبای سرسخت اصغر فرهادی
اعضاي آكادمي فيلم ايتاليا با اكثريت آرا فيلم «ما يك پاپ داريم» به كارگرداني «ناني مورتي» را براي حضور در بخش بهترين فيلم خارجي جوايز اسكار 2012 انتخاب كرد.«مورتي» كه با اين فيلم براي پنجمين‌بار در بخش رقابتي جشنواره كن حضور داشت، آن را طي 15 هفته در رم و فلورانس مقابل دوربين برد و اين فيلم كمدي را با بودجه‌ 12 ميليون دلاري ساخت.تاكنون كشورهاي روماني، اسپانيا، لهستان، تركيه، بلژيك و يونان نمايندگان خود را به جوايز آكادمي اسكار سال 2012 معرفي كرده‌اند.آكادمي فيلم بلژيك «پسري با يك دوچرخه»، ساخته برادران داردن را به نمايندگي از اين كشور به بخش بهترين فيلم خارجي جوايز اسكار 2012 معرفي كرد. فيلم «آتنبرگ» ـ ساخته «آتنا راچل سانگاري» ـ به نمايندگي از يونان به بخش بهترين فيلم خارجي جوايز اسكار 2012 معرفي شد. فيلم «مورگن» ـ ساخته «مارين كريسان» ـ از سوي انجمن سينماداران روماني به جوايز اسكار 2012 انتخاب شد. فيلم «جسمي كه در آن زندگي مي‌كنيم» ساخته پدرو آلمودوار نيز از سوي اسپانيا به آكادمي اسكار معرفي شده است. به نظر مي‌رسد با توجه به اينكه جدايي نادر از سيمين گزينه احتمالي سينماي ايران براي معرفي به آكادمي اسكار است، اصغر فرهادي مسير سختي را براي كسب مجسمه مرد طلايي پيش‌رو خواهد داشت و با رقباي سرسختي بايد رقابت كند.