مهمان ویژه (1)


«بسمه ای تعالی»

 

                      موضوع: آینده شغلی رشته مدیریت بازرگانی

                      مصاحبه با جناب دکتر قاضی زاده

 


  •   به نظر شما در آزمون های استخدامی بیشتر به چه چیزهایی تاکید می شود؟

من چون در فرآیند آزمون های استخدامی قرار نداشتم نمی تونم به طور دقیق به شما بگم که چه کاری انجام بدید، ولی این رو می دونم که آزمون های استخدامی عمدتآ تئوریک هستند. مثلآ در بورس، درس های مدیریت مالی کاربرد دارند یا گرفتن گواهی پایه دوم بورس می تونه در استخدام در شرکت های پیمانکاری مفید باشه.

همون طور که در ترم اول هم گفتم، گرفتن مدرک زبان انگلیسی و تسلط بر کامپیوتر امری لازم و ضروری برای موفقیت در آزمون های استخدامی است.

 

ادامه نوشته

رزم رستم و ویروس

رزم رستم و ویروس

كنون رزم virus و رستم شنو

دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين disk باشد يكي file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب

برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر و آرام و طاقت نداشت
مران disk را در drive اش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo گشت زان پس عيان
به فيلم و به موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمود
همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

ادامه نوشته

بي وطن

اين چند روز تعطيلي يه نفر يه كتابي بهم داد, تا اين جا كه خوندم به نظرم كتاب قشنگيه. البته نا گفته نماند كه اين كتاب براي آقاي ”رضا اميرخاني”هستش و تا اينجا كه من شنيدم و خوندم رمان هاي قشنگي مي نويسن .

اسم اين كتاب (بيوتن) هستش در واقع همون بي وطن خودمون كه اين جور اسم گذاري هم از ابتكارات همين نويسنده است .

موضوع از اين قرار است كه يك مرد جبهه رفته ي مسلمان ايراني به امريكا رفته است و در خيلي از مواقع بر سر دو راهي نيمه مدرن و نيمه سنتي ذهنش مي ماند... و خيلي جزييات جالب ديگه كه نويسنده خيلي زيبا و فكر برانگيز به آنها اشاره كرده است .

فرشته بیکار

روزي مردي خواب عجيبي ديد.

ديد كه پيش فرشته هاست  وبه كارهاي آنها نگاه  مي كند . هنگام ورود‏‎‏ ‎، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند وتند تند نامه هايي را كه توسط  پيك ها از زمين مي رسند، بازمي كنند و آنها را داخل جعبه  مي گذارند. مرد از فرشته اي پرسيد : شما چكار مي كنيد؟ فرشته در حالي كه داشت  نامه اي را بازمي كرد، گفت : اينجا بخش دريافت است و ما دعاها وتقاضاهاي مردم از خداوند  را تحويل مي گيريم .

مرد كمي جلوتر رفت . باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذها يي  را  داخل پا كت مي گذارند  و آن ها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد: شماها چكا ر مي كنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت : اينجا بخش  ارسال است ، ما الطاف ورحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم .

مرد كمي جلوتر رفت ويك فرشته راديد كه  بيكار نشسته  است. با  تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيكاريد ؟

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده ، بايد جواب  بفرستند ولي فقط  عده ي بسيار كمي جواب مي دهند .

مرد از فرشته پرسيد:  مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسيار ساده ، فقط  كافيست بگويند : خدايا شكر.