ارمغان الهی

خدایا !

دوستان من ارمغانی از رحمت بیکران تو هستند؛ خرسندشان دار به تندرستی...

امروز تولد دوستمه. دوستی که 1سال و 10 ماهه که از آشناییمون میگذره، یعنی در واقع 22ماه؛ اما سن رفاقتمون خیلی بیشتر از این حرفاست، شاید 22 سال. اما هنوز این دوستی خردساله، من دوست دارم رفاقتم با این پسره، هم سن دکتر صدقی بشه. دلم میخواد تولد صد سالگیشو بهش تبریک بگم. امروز نیز دوست داشتم در کنارش بودم تا این اتفاق فرخنده را با هم جشن بگیریم اما چه کنم که دوستم زمانی جهان را با قدومش منور کرده که عالیجناب خورشید در حال قدرت نمایی است و درس و دانشگاه را با قدرت سوزانش به تعطیلی کشانده و نیز با همکاری دست ویرانگر سرنوشت فاصله ای بس طولانی بین من و دوستان انداخته است. فاصله ای که هر ثانیه اش به وسعت یک عمر بر من میگذرد، البته دوری فقط تعبیری است که فاصله ها از ما دارند. اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان...

دوست من، تنها کاری که در این فاصله دور از دستم بر می آمد این بود که تبریکی خشک و خالی را از طریق کلمات به سویت بفرستم. درست است که بین جسم هامان چهارصد کیلومتر فاصله افتاده، اما روحم را به سویت روانه میکنم تا در صندلیِ خالیِ خیالت جای بگیرد و آرام در گوشت زمزمه کتد: تولدت مبارک...


در روز میلادت از طراح عالم میخواهم تا انحنای لبت را همواره به سمت بالا ترسیم نماید...


زندگی ، گرمی دل های به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
در ضمیرت اگر این گل ندمیده ست هنوز
عطر جان پرور عشق
گر به صحرای نهادت نوزیده ست هنوز
دانه ها را باید از نو کاشت

آب و خورشید و نسیمش را از مایه جان
خرج می باید کرد
رنج می باید برد
دوست می باید داشت

زبان تخصصی

سلام.قبل از شروع امتحانات ازتون درخواست کردم بیاید تا لغات ناآشنای زبان تخصصی رو درآریم تا بتونیم هم در امتحانات ازشون استفاده کنیم هم در ارشد،که خیلی ها استقبال کردن ولی حمایت نه.حالا میخوام با کمک 2یا 3تا از شما دوستان گرام این کارو تکمیل کنم؛البته تمام کتاب رو.از اونجایی که لغاتی که واسه امتحان استخراج شدن قابل اعتماد نیست باید از نو شروع کنیم. من این لغات رو به انجمن علمی میدم تا از طریق اونا یا کتاب شه یا سی دی و در دسترس همه قرار بگیره البته با نام مترجمان .دقت کنید فقط 2یا 3 نفر لازم دارم چون کار یه نفره ای نیست.با اینکه خودم ترجمه رو شروع کردم ولی کار سختیه چون لغات زیادن. هر کی می خواد تو این طرح کمک کنه بسم الله.شماره ی منو که دارید ولی اگه گفتید میایم دیگه زیرش نزنید.ضمنا ٌ این طور طرح ها تو انجمن علمی مورد تشویق قرار میگیرند و می تونند در جشنواره ملی حرکت هم شرکت کنن.

روح الله داداشی

 

من خودم وقتی که خبرو شنیدم باورم نمی شد.

 آخه همین شب قبلش بود که به حسین زنگ زدم گفتم:

حسین بزن کانال دو، داره فیتیله نشون میده، یه سری ازین گردن کلفتارو آورده دارن لالایی می خونن ، علی فروتن بخوابه...

خیلی باحاله!

آخه کی باورش می شد!!!

به نقل از چند خبر گذاری:

ماموران کلانتری 39 گلشهر در ساعت 11:45 شنبه شب از طریق تماس مردمی در جریان وقوع یک درگیری در تقاطع خیابان گلزار کرج قرار گرفتند.

ماموران کلانتری پس از دریافت این خبر بلافاصله در محل حادثه حضور یافته و دریافتند سرنشینان دو دستگاه خودرو سواری با یکدیگر درگیر شده که یکی از آنها در این حادثه به علت ضربات وارده در ناحیه گردن و سینه مجروح و به بیمارستان شهید مدنی کرج منتقل شده است.

ماموران برای کسب اطلاعات بیشتر راهی بیمارستان شهید مدنی شده و درآنجا دریافتند که مضروب یکی از قوی‌ترین مردان ایران به نام «روح‌الله داداشی» بود که به علت شدت جراحات جان خود را از دست داده بود.

تحقیقات ماموران برای واکاوی زوایای پنهان این پرونده آغاز شد و آنان در اولین گام دریافتند که این حادثه در حالی رخ داد که روح الله داداشی قوی ترین مرد ایران شنبه شب ساعت 11 و 45 دقیقه در منطقه 45 متری گلشهر کرج در حال عبور بود که خودروی پرایدی با سه سرنشین جلوی خودروی داداشی را که هنوز علت آن مشخص نیست گرفته و ابتدا درگیری لفظی پیدا می کنند که در این حادثه داداشی با ضربات سلاح سرد از پای در آمده و سرنشینان پراید مشکی نیز از محل حادثه متواری می‌شوند.

روح الله داداشی متولد سال 1360 بود و در دوران فعالیت ورزشی خود ۷ دوره قهرمانی کرج ، ۲ دوره قهرمانی تهران ، ۲ دوره قهرمان ایرانی  در رشته پرورش اندام و در قویترین مردان یک دوره چهارم ایران ، ۲ دوره سوم ایران یک دوره قهرمانی کشور ، ۲ دوره قویترین مردان آهنین،  یک دوره سوم جهان و یک دوره  اول جهان را در کارنامه داشت.

ازینجا این مصیبت وارده را به خانواده آن مرحوم، جامعه ورزشی و کل ملت ایران تسلیت عرض می کنم.

روحش شاد و یادش گرامی باد

 

داستانی عجیب اما واقعی!

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.


این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.

 کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.

به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ...

دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون‌» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ...!


 

تبریک عید

بسم رب المهدی

سلام ودرود بر تمامی بروبچه های باحال مدیریت

امیدوارم ایام شعبانیه برا همه ایام خوب و خوشی بوده وسرشار از جشن  وسرور...

تمام مطالبتون رو خوندم واقعا عالی بود ولی شرمنده که نمیتونم نظر بدم!!!

این مطلبم فقط به عشق حضرت مهدی(عج) گذاشتم ولی اگه عمری باشه مطالب اصلی که قرار بود بذارم و نشد رو در اولین فرصت خواهم گذاشت

فعلا که دارم میرم میهمانی امام رضا(ع)تا مثل هر سال شب نیمه شعبان اونجا باشم.

ولی ای کاش منم الان زائر پیاده کربلا بودم...

تبريك عيد

باز گيتى پاى تا سر، مطلع الانوار شد
مطلع الانوار، گيتى از جمال يار شد
نيمه ى شعبان رسيد و مولد مهدى بود
آن شهى، كو خاك راهش گلشن ابرار شد
شام احبابش ز شادى، همچو روز روشن است
روز اعدايش ز غم، مانند شام تار شد
از همايون مولد سلطان لاهوتى مقام
عطرآگين، سرزمين سامره بسيار شد
خيز و شو آماده جانا، از پى تبريك عيد
كز صفا اقطار گيتى، غيرت گلزار شد
اين دو رنگى را بنه از سر، بيا يكرنگ باش
حبّذا ملكى، كه از خواب گران بيدار شد
اين چراغان هم بود از يمن يكرنگى به پا
كز صفا مانند گلشن، كوچه و بازار شد
هست مولود همايون ولى كردگار
آنكه تابان از جمالش، جلوه ى دادار شد
حجت يزدان، ولى عصر، نور ذوالمنن
آنكه ذاتش، در بناى معدلت، معمار شد
اى پناه ملك و ملت، پرده بردار از جمال
ملك و ملت موكبت را، طالب ديدار شد
ادامه نوشته

خوبی ؟

چندین بار به مرتضی زنگ می زنم . می خواهم بدانم تارِ ارزان قیمت سراغ دارد یا نه . اما گوشی را بر نمی دارد . نگران می شوم . یک بار دیگر تلاش می کنم و بالاخره جواب می دهد : ((بله ؟))  می گویم : (( خوبی مرتضی ؟ چرا جواب نمی دی ؟ )) صدایش می لرزد . می فهمم که دارد گریه می کند . صدای قرآن می آید . می گوید که در مجلس ختم است و بعدا با من تماس می گیرد. شاید تا امروز هیچ کس ندیده باشد مرتضی گریه کند . چهره همیشه خندان و بشاش . طوری که گاهی اوقات کفرت را در می آورد . از محمدحسن جویا می شوم . می گوید : (( مگر خبر را نخوانده ای ؟ دخری را که با چاقو کشتند ، هم کلاسی مرتضی بوده )) تیتر خبر را دیده بودم . اما نخواندم . هیچ وقت اخبار مربوط به حوادث را نمی خوانم . اما این بار قضیه فرق می کند . برای هم دردی با مرتضی و شاید با همه ی دانشجویان هم که شده باید از این جنایت با خبر باشم . می نشینم پای اینترنت و در گوگل جستجو می کنم : قتل داختر دانشجو دانشگاه علامه . حاصل جستجو هزاران لینک خبری است .

 " اين جنايت ساعت 30: 14 روز چهارشنبه هفته گذشته روي پل مديريت تهران رخ داد و مهسا- دانشجوي 22 ساله رشته ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي- پس از خروج از دانشگاه در حالي كه همراه يكي از دوستانش به نام مرضيه روي پل بود، توسط همكلاسي‌اش به نام كوشا مورد هجوم قرار گرفت و در برابر چشم عابران و افرادي كه دوربين‌هاي موبايل‌شان را روشن كرده بودند با 50 ضربه چاقو به قتل رسيد. متهم دقايقي بعد و در حالي كه پليس هنوز به صحنه جرم نرسيده بود، توسط مردم دستگير شد. از سويي ديگر مهسا نيز كه توسط مردم با استفاده از يك وانت به بيمارستان منتقل شده بود، جان باخت ." 1

خیلی ناراحت می شوم . اما بیشتر از ناراحتی تاسف می خورم . حالم از جامعه به هم می خورد . احساس می کنم اگر دستم به پسر جوان برسد ، اعدامش نمی کنم . بیشتر دوست دارم تمام مردم شهر در صورتش تف بیندازند . دوباره یاد مرتضی می افتم . به کلاسی که ترم آینده خواهند داشت . به صندلی خالی کلاس و نفرتی که تا ابد در گلویشان خواهد ماند . دو هم کلاسیت که هر روز می دیدیشان ، ترم آینده نیستند . یکی مقتول و دیگری قاتل . یاد هم کلاسی های خودم می افتم . ناگهان دلم برایشان تنگ می شود و شاید هم نگرانشان . تلفن همراهم را بر می دارم و به هرکدامشان که می توانم اس ام اسی می دهم : (( سلام . حالتون خوبه ؟ )) گه گاه جوابی می رسد ازشان . بعضی شان متعجب اند و بعضی خیال می کنند کارشان دارم . همینکه پاسخ می دهند و تیکه می اندازند می فهمم که خوبند . باورشان نمی شود که فقط می خواستم حالشان را بپرسم .  پاسخ یکیشان هم جالب است ، هم تلخ و هم قابل تامل . بی هیچ مقدمه ای می پرسد : (( کاری داشتید ؟ ))

گوشی را می گذارم روی میز . فیلم جنایت که در حال دانلود شدن بود را کنسل می کم . دل دیدنش را ندارم . وبلاگ را باز می کنم . چشمم می خورد به اسامی دوستانم . اسامی مستعارشان . یاد پیام آخری می افتم . لبخندی می زنم و از خودم می پرسم : (( کاری داشتی ؟ ))

1 - لینک خبر

فراخوان

بسمه تعالی

این جانب خشایار نمازی یکی از پوران مجمع بدین وسیله فراخوانی جهت دعوت به همکاری از کلیه دوستان به عمل می آورد

در ابتدا لازم به ذکر است که طی جلسات شبانه و روزانه و عصرانه و صبحانه و ... ای که هیئت مدیره مجمع را چندی درگیر خود نموده بود، تصمیم بر آن شد که تبعیض جنسیتی در مجمع کنار گذاشته شود و این محدودیت ها جای خود را به همکاری با اعضای وفادار و یکرنگ (و بدون توجه به جنسیت آنها) بدهد.

لذا از کلیه دانشجویان عزیز و سرافراز این مرزوبوم اعم از مرد و زن، بانو و آقا، پسر و دختر، ذکور و اناث برای عضویت در مجمع دعوت به عمل می آید.

شرایط عضویت به شرح ذیل می باشد:

1- دارا بودن سن قانونی 18 سال

2-جنگول باشد

3-دارا بودن حداقل یک درس با نمره زیر 12 در کارنامه خود.

    تبصره1-3: به ازای هر نیم نمره کمتر، یک امتیاز بیشتر محسوب می شود.

    تبصره2-3: برای نمره های زیر 10 هر امتیاز دو برابر محسوب می شود.

    تبصره3-3: نمره های فوق الذکر برای دروس خاص از جمله دروس عمومی، عملی و اللخصوص تربیت بدنی که از امتیاز بسیار بسیار بیشتر برخوردارند در انجمن بررسی شده و متعاقبا اعلام می گردد.

4-ضامن معتبر

    تبصره1-4: در صورت کسب نمرات بالا توسط اعضای انجمن کلیه حق و حقوق از ضامن ایشان اِخ می گردد.

    تبصره2-4: ضامن معقول ضامنی است که خود نیز حداقل یک مورد مشروطی در کارنامه خود داشته باشد.

5- دو قطعه عکس با شرایط نامتعارف (نمونه اینگونه عکسها در وبلاگ از عضای سابق و کنونی بسیار است.)


اینجا جا دارد که از پوران وفادار و متعصبی یاد کنم که همواره با اعمال و کارهای خود تاثیر چشمگیری بر مجمع و مجمعیان داشته و قامت آن را تا ابد سر پا نگه خواهند داشت:

پلید عزیز که با مشروطیت ترم اول خود این نکته را بر همگان گوش زد کرد که "برای امر خیر حاجت هیچ استخاره نیست"

حمزه ی گرام که با مشروطیت ترم پیش خود این باور را که "ماهی را هر وقت از آب بگیری تازست" را بر گوش و دل ما نشاند.

خشایار (خودم) که با کسب نمره 7 از ساحت مقدس روحانی رفیع حضرت حجت الاسلام ولمسلمین آیت الله الاعلم محمد خردمند(...) در درس تاریخ اسلام توانایی های خود را بر همگان اثبات نمود که هیچ کاری غیر ممکن نیست و "خواستن توانستن است"

لازم به ذکر است که شخص خائن Hoss در این آزمون با کسب نمره شرم آور 20 همه سربازان پور را به خود مشکوک کرده و از آن پس تحت نظر کامل مجمع قرار گرفتند.

سجادِ جون که با 9 این ترم خود در درس آیین زندگی (اخلاق) آبروی مجمع را در دروس عمومی خریداری کرد و پاسخ تلاش های بی وقفه خود را در راه اهداف والای مجمع دریافت نمود. و باز هم "خواستن توانستن است" را با جدیتی هر چه بیشتر به اثبات رسانید.

مجید، مجیدی که با زحمات بی دریق خودش همواره اهداف مجمع را در دیدگان مجمعیان سهل و دست یافتنی انگاشته. وی با اینکه تا بحال غیر از مواردی اندک نمره بین 10 تا 12 نداشته اما به خاطر فعالیتهای شایان توجهش درین مقام رفیع از مجمع قرار گرفتند.

سهی خوب خودم که آن عادت زشت و ناپسند خود که در اوایل دوره پیرو آن بود را ترک کرده و به جمع جمیع پوران غیور پیوست.

و در آخر قدردانی ویژه دارم از شخص محمد حسن خان گل... ، امید وارم که قدر دانی شاگرد حقیر  خود را در مقام استادی جمع پذیرا باشد.


در انتهای فراخوان به این مطلب اشاره دارم که طی آخرین بیانیه ای که مجمع اعلام داشته از ابتدای اجرای طرح تفکیک جنسیتی شخص Hoss با چادر و جدای از ما پوران به دانشگاه می آید تا این ننگ از دامان و شلوار و... همه مجمعیان پاک شود.




حسین سمت چپی

بعد نوشت : بنا بر صلاحدید ، عکس این منافق سانسور شد !


بیانیه ی مجمع پوران

به مناسبت مشروطیت 100 درصدی در امتحانت 1390

تا امروز نزدیک به 15 ماه از تاسیس مجمع پوران می گذرد ، سختی ها و تلخی های زیادی به کاممان نشاندند . تفرقه انگیزی های جنس مخالف در چندین مرحله می رفت که کارساز شود . اما پوران غیور و هوشیار همواره و با دیدگان باز ره را از بی راهه تشخیص دادند تا مبادا دوباره فریب درخت سیب این مخلوق را بخورند . هرچند از این حقیقت نباید گذشت که نقشه های آنان باعث فاصله و جدایی چند وقته ی این ائتلاف شده بود . اما امروز و همانند عرصه های قبلی که آشوب جنس مخالف خودنمایی می کند ، مجمع پوران جانی دوباره گرفته و دیگر بار اتحاد خود را مستحکم تر می نماید .

پوران همیشه مشروط به هوش باشید . دشمن اینبار با راهکاری جدید و چندین برابر تفرقه انگیز تر از پیش قصد تخریب و دور کردن شما را از مسیر دارد . اینبار و طی یک برنامه ی دراز مدت ، با وارد کردن یک نفوذی موسوم به Hoss در بین مجمع قصد تشویق و ترغیب شما به درس خواندن و کسب نمرات بالا را داشته است . حال آنکه نقشه شان با هوشیاری شما عزیزان بر ملا شد. گفتنی است نامبرده چندین بار سعی در بالا بردن سطح علمی مجمع را داشته است . غافل از آنکه سربازان پرنام ما همواره او را تحت نظر داشته اند و اطلاعات کافی را در اختیار مجمع قرار می داده اند .

اما امروز که از بین 6 دانشجوی پسر 5 نفر عضو وفادار به مجمع با معدل زیر 12 مشروط شده اند ، چهره ی واقعی Hoss نمایان شد . او که همواره سعی داشت خود را شخصیتی تنبل و ناتوان در زمینه های درسی معرفی کند ، امروز پا به پای دختران نمرات 16 و 17 می گیرد .


 

از این رو مجمع پوران طی بیانیه ای که در اختیار این خبرگزاری قرار گرفته است اعلام می دارد از امروز به بعد جناب آقای "حسین سمت چپی" هیچ گونه وابستگی و تعلقی به مجمع پوران نداشته و تیم پنج نفره ی مشروطیان از این شخصیت خود فروخته ی خرخوان برائت می جویند .

همچنین در روزهای آتی و از سوی معاونت نیروی انسانی مجمع (خ.و) ، شرایط و ضوابط پذیرش عضو در این مجمع به اطلاع خواهد رسید . شایان ذکر است که واجدان شرایط اعم از ذکور و اناث بعد از تایید اعضای مجمع به عضویت گروه در می آیند .


کافرِ خداپرست!

«کافرِ خدا پرست»

«آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا شود که گوشه چشمی به ما کنند»

یاد باد شاخه گلی که باغبان هستی گلچینش کرد. گلی که سرشار از عطر یاس و نرگس و لاله و سیب بود... انگار خدا با چیدنش قصد تزیین بهشتش را داشته.

یا نه، خدا میخواسته پیک بهشتش را پیش خود ببرد؛ پیکی که عطر چهارده باغ گل را همراه خود داشت.

شاید خدا دعای بنده اش را اجابت کرده؛ بنده ای که نیش مارها و عقرب های زمانه امانش را بریده بود. بنده ای که شیر خدا را داور خود و کفتارهای زمانش قرار داد.

او کسی بود که اسمش نمایانگر صفتش بود. ذاکر با اخلاصی که خیلی زود دل از این دنیا برید. مردی که عشق حسین «از کودکی» در سرشتش بود، کسی که «مجلس عزا»ی امام حسین(ع) را بهشت خود میدانست. همان که «عرق سینه زنان» حسین به او قدرت میبخشید. عاشقی که «چای مجلس» قمر بنی هاشم نیز مستش میکرد.

او را کافر میخواندند، او چه کافری بود که هر سجده نمازش پانزده دقیقه طول میکشید. او را پول پرست مینامیدند؛ چه پول پرستی!!! کسی که با وجود مشکلات مالی فراوان به قول خود «روضه فروشی» نکرد... او عاشقی بود که با تمام وجودش مصائب اهل بیت(علیهم السلام) را درک کرده بود.

پنجمین سالگرد درگذشت مداح با اخلاص؛ «سید محمد جواد ذاکر طباطبایی» را گرامی میداریم...

روحش شاد...

http://asan.netai.net/images/21e4e58ad9ab.jpg

***********************


مي گريم و مي دانم از اين کوچه ي تاريک ****** راهيست به سر منزل دلهاي شکسته

رفتند چه جانسوز و بمانديم چه دلگير ****** آن سينه زنان حَرَمش دسته به دسته

ادامه نوشته

جدی بگیرید

باتوجه به شرایط موجود و با شناختی که من نسبت به دوستان پیدا کردم و با در نظر گرفتن نظرات دوستان در راستای اهدافی که همگی به دنبال یافتن آن هستیم و برای ما با اهمیت قلمداد می شود خواهشمند است به موارد زیر کمال توجه را مبذول فرمایید:

بررسی وضعیت موجود یعنی آنکه:

”تا کنون هدف ما چه بوده؟“

”تا کنون چه اقداماتی انجام داده ایم و چه برنامه هائی داشته ایم؟“

” هم اینک در کجا هستیم؟“

حال که به بررسی وضع موجود پرداختید نیاز است تا با یافتن راه حل هایی بکوشیم تا بیهوده نکوشیم راه حل در حقيقت مسير هايي هستند كه از طريق آنها می توان مشکل را حل و یا تخفیف داد.

چگونگی تعیین هدف اختصاصی یا عملیاتی یا عینی

بياني مشخص از اقداماتي هستند كه براي دستيابي به اهداف كلي بايد انجام شود.

زير بناي فعاليت ها در برنامه عملياتي را تشكيل ميدهند.

مبنايي براي ارزشيابي ارائه ميدهند.

نتايج برنامه را مشخص ميكنند

معيار هاي هدف عيني

موضوع و گروه هدف مشخص باشد

 قابل اندازه گيري باشد

قابل دسترسي باشد 

واقع گرايانه باشد

محدود به زمان باشد

من مصمم به ایجاد یک گروه مطالعاتی هستم که در جهت درسی و غیر درسی و همچنین آموزشی مخصوصا آموزش موارد مرتبط با رشته از جمله نرم افزار ها قدم بر دارد با این تفاوت که به یاری حق و شما دوستان عزیز ان شا الله تا سر منزل مقصود ادامه دهنده این راه باشیم در نظر داشته باشید حتی اگر هیچ یک از دوستان اعلام همکاری نکنند با کمک خداوند این طرح شروع خواهد شد اما با توجه به تاثیر هم اندیشی در یادگیری و همچنین ایجاد فضای رقابتی سالم ، هر چه بیشتر از شما خواستارم که به یاری همدیگر بشتابیم 

هنگامي كه هدف غير قابل دستيابي است چه اتفاقي مي افتد؟

         اعضای گروه احساس خستگي توأم با دلزدگي خواهند داشت

         بي انگيزگي ايجاد خواهد شد.

         به راحتي تسليم شرايط دشوار خواهند شد.

         احساس حمايت نخواهند كرد.

         ساير عواقب؟

هنگامي كه هدف مبهم  است چه اتفاقي مي افتد؟

         هميشه اعضای گروه احساس موفقيت ميكنند

         ممكن است مقادير پايين تر از حد مطلوب هم پذيرفته شوند. گروه انگيزه اي براي تلاش در جهت بدست آوردن بالاترين كيفيت ها نخواهد داشت.

         ساير عواقب؟

حال با توجه مسئله مطروحه لطفا نظرات خود را در قسمت نظرات و یا به صورت ای میل به سمع و نظر اینجانب برسانید که هر چه زودتر به ایجاد برنامه ای شامل و جامع که بتواند اهداف را تعیین و راه حل های ذستیابی به این اهداف را مشخص و پیش بینی نماید همت گماریم

                                               با تشکر پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما

اطلاعیه!

 

 

 

شهادت حضرت امام موسي كاظم علیه السلام رو به همه ي دوستان تسليت عرض مي كنم

 

امام كاظم عليه السلام فرمودند:

كسي كه دو روزش مساوي باشد ، مغبون است ، و كسي كه دومين روزش ، بدتر از روز اولش باشد ملعون است ، و كسي كه در خودش افزايش نبيند در نقصان است ، و كسي كه در نقصان است مرگ براي او بهتر از زندگی است

 

مطلب دوم:

اميدوارم اين 6 روز سپري شده از تابستان را به شادي پشت سر گذاشته باشيد و لحظات خوشي در انتظارتون باشه............

خوب بريم سر اصل مطلب . بريم؟

البته اين مطلب قبلا توسط بنده به اطلاع شما رسيده است اما قرار بر اين بود پس از حصول اطمينان از نتيجه شما را از آن مطلع كنم.حال پس از بررسي ها ومذاكرات بنده با مسئول مورد نظراين اطمينان حاصل شده وخواهانم اين موضوع را با شما در ميان بگذارم(واااااي چه مطلب مهمي!).

بلي مي فرمودم:

من با خانوم قرباني صحبت كردم وايشون به بنده اين اطمينان رو دادند كه كلاس هاي spss از اوايل مهر ماه شروع خواهد شد وعلاقه مندان به شركت در اين كلاس ها پس از گذراندن دوره ي آموزشي موفق به كسب مدرك مربوطه خواهند شد.

....................موفق باشید...............