نه پیامکی ، نه ایمیلی ، نه تک زنگی ، نه بوقی ، نه دوغی ، نه دروغی ، نه شعری از فروغی ، نه نشانی از نبوغی ، هیچ خبری نیست !
حتی از دور هم معلومه همه سخت مشغول تناول انواع کتب درسی و کمک آموزشی و تست و نمونه سوال و جزوه پاک نویس شده و نشده هکذا هستند . بابا به جون من نباشه به جان حاج کامبیزالدّوله 18 هم نمره خداست . حالا تا الان 20 شدی مگه چی شد ؟ نخور اون کتاب رو ... پول بالاش دادی ! بزار ترم بعدی ها یه چیزی گیرشون بیاد . ای بابا .... حدّاقل اون منگنه رو در بیار میره تو گلوت گیر می کنه ها ... جلد کتاب رو چیکار داری دیگه ؟ ازون که سوال نمیاد ! برگه گلاسس ، معده ات اذیت میشه . ای امـــــــان ..... نخــــور !
بی اجازه ی دوستم ، آقای " محسن برفروشان " شعر زیر رو از وبلاگشون کپی کرده ، دقیقا اینجا Past کردم. ایشون از دانشجویان مهندسی برق دانشگاه خواجه نصیر هستن و ممکنه بعضی بیت ها برای ما ملموس نباشه .
امیدوارم خوشتون بیاد . اصلا خوشتون نیاد ، به من چه ؟ مگه من گفتم ؟ اون گفته ؟ اون کیه ؟ همونکه روی بالش گل های رنگارنگه ، می ره و بر می گرده !!! شاپرک خسته میشه ، بالهاش رو زود می بنده ، روی گلا میشینه ، هان ؟ شرمنده فشار عصبی امتحانه دیگه ....
خوب بسه ، بخونید :
دو قدم مانده به امتحان!
تهِ ترم است و تار می بینم جای آمار،مار می بینم
گفتی ای دوست،احتمال است این؟ پس چرا احتضار(1) می بینم؟!
شمع و شاهد ز خواب من رفتند چو بخوابم مدار می بینم
x را هم اگر به چنگ آرَم yاندر فرار می بینم
بار،بر دوش خازن و بر سلف جریان را سوار می بینم
هِی دیود جان!مقاومت تا کی؟ بایاسَت در شکار می بینم
چاره ی درسهای سنگین را حذفِ در اضطرار می بینم
مهلت حذف چون سرآمده است fail در انتظار می بینم
حیف،در ماه قیمه ی نذری لپه ها را خیار می بینم
لوبیاهای قرمه سبزی سلف مثل برگ چنار می بینم
در عراق از سر تفضل بوش امنیت برقرار می بینم!
طبق آمار،مملکت را هم غرق در اقتدار می بینم
خاطرات سه ترم را در یاد گذرا چون قطار می بینم
فرصت پیشِ روی هم کوتاه همچو عمر شَرار می بینم
لیلة القدر امتحان همه را تا سحر بیقرار می بینم
یوم الexam به جای یاری مُخ صندلی،در کنار می بینم
مرهم دردهای فوق الذکر در سن ایچِ انار می بینم
زین سبب سر زدم به میخانه! گرچه سر را به دار می بینم
گفت ساقی:چه بر تو بگذشته؟ که چنینت خمار می بینم
گفتم ای پیر،حال خود در گِل همچو حال حمار میبینم
احتمال passing این exam یک به روی هزار می بینم
گفت:بس کن،که یأس از روحش(2) از ذنوب الکبار(3) می بینم
گفت:با یاد او به فصل خزان جلوه ی صد بهار می بینم
گفت:بالاتر از همه دستی دست پروردگار می بینم(4)
"از تو حرکت،ز دوست هم برکت" رمز هر افتخار می بینم
----------------------------------------------------------------------------------------------------
(1):جان کندن،حضور مرگ(دمای آخر)
(2):اشاره دارد به آیه"لا تیأسو من روح الله..."
(3):گناهان کبیره
(4):اشاره دارد به آیه"یدالله فوق ایدیهم"