انگار افسارش بریده... همین جور تخته گاز داره واسه خودش میره...

اِ اِ اِ... مگه سرعت غیر مجاز ممنوع نیست؟! تازه این یارو مسافرم داره! چرا پلیس جریمه ش نمیکنه؟

بابا یکی یه چیزی بش بگه... زهره م ترکید بخدا... الانه که تصادف کنیم آ.

هی یارو! با توام... هوووووی مرتیکه... اصن نخواستیم. همین جا پیاده میشم.

وایسا... نگه دار... دِمیگم نگه دار...

یعنی چی توقف ممنوعه؟ قلبم اومده تو حلقم... داری با این لکنته ت قد جت سرعت میری. خب یه کم آروم تر برو... چرا انقد عجله داری؟! یه لحظه اون سرِ بی صاحابتو برگردون ببین چند نفر سکته کردن! ببین چند نفر خودشونو پرت کردن پایین! خب یه دیقه نگا کن دِلامصّب.

یه کم یواش تر برو... بخدا پیرم کردی! ای تو روحت!!!

آی مردم! خانوما! آقایون! دوستان! همکلاسیا!

«کسی نیست بتونه جلوی این زمان لعنتی رو بگیره؟!!»