اگر فاطمه نبود جهانی خلق نمیشد


یکی از کارهای خوبی که تو ایام نوروز امسال انجام دادم خوندن چند تا رمان خیلی خوب بود. یکی از رمان هایی که خوندم کتاب سمفونی مردگان از عباس معروفی بود. این رمان رو به توصیه چند تا از دوستان گرفتم و حالا دارم به شما توصیه میکنم که حتما این رمان رو بخونید. بنظرم رمان فوق العاده ایه( اگه کسی کتابش رو خواست من دارم)
درباره ی کتاب:
« قبل از هر چیزی باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است.» (هفتهنامۀّ دی ولت- سویس)
" ساعت آقای درستکار بیش از سی سال است که از کار افتاده؛ در ساعت پنج و نیم بعداز ظهر تیر ماه سال 1325. ساعت سر در کلیسا سالها پیش از کار افتاده بود و ساعت اورهان را مردی با خود برده است؛ اما زمان همچنان میگردد و ویرانی به بار میآورد.
سمفونی مردگان، رمان بسیار ستوده شدۀ عباس معروفی، حکایت شوربختی مردمانی است که مرگی مدام را بر دوش میکشند و در جنون ادامه مییابند، در وصف این رمان بسیار نوشتهاند و بسیار خواهند نوشت؛ و با این همه پرسش برخاسته از این متن تا همیشه برپاست؛ پرسشی که پاسخ در خلوت تک تک مخاطبان را میطلبد:
کدام یک از ما آیدینی پیش رو نداشته است، روح هنرمندی که به کسوت سوجی دیوانهاش درآوردهایم، به قتلگاهش بردهایم و با این همه او را جستهایم و تنها و تنها در ذهن او زنده ماندهایم. کدام یک از ما ؟ " (پشت جلد کتاب )

چکیده از انتشارات ققنوس:" آدمها فقط يك نيمه از عمرشان را زندگي ميكنند، من مال نيمة اول بودم و او نيمة دوم. آنكه نيمه اول عمرش را زندگي كرده است، برادري است كه تلاش ميكند تا پا جاي پاي پدر بگذارد؛ پدري مستبد و تماميتخواه. و آنكه نيمة دوم را زيسته است، برادري است شاعر و روشنفكر، جواني كه نماد نسل روشنفكران معاصر ايران است. برادر روشنفكر در برابر ابتذال خانه و جامعه عصيان ميكند، دل به عشق ميسپارد و تلاش ميكند اگر نه در جامعه لااقل در گوشة انزوايش دنيايي عاري از پستي و بدخواهي بسازد. برادر ديگر پيش ميرود و به پدري ديگر بدل ميشود. تضاد ميان برادران ادامه مييابد و سرانجام يكي قرباني ديگري است. اما سرنوشت اين هابيل و قابيل معاصر متأثر از هزاران رويداد تاريخي معاصر است؛ رويدادهايي كه نه هابيل را چون گذشته باقي گذاردهاند و نه قابيل را. عباس معروفي، روزنامهنگار و نويسندة مشهور ايراني، جوايز داخلي و بينالمللي بسياري را از آن خود كرده و مدتي است ايران را به ناچار ترك گفته است. معروفي اكنون ساكن آلمان است، همچنان مينويسد و تسلطش بر شيوههاي مدرن داستاننويسي و شناختش از تاريخ و اسطوره او را در زمرة پرمخاطبترين نويسندگان ايراني قرار داده است. (برنده جايزه بنياد سوركامپ- 2001)"
اردبیل ... شهر سرد ... شهری که گاهی در زیر انبوهی از برف دفن میشود و این تردید را بر میانگیزد که آیا در این شهر هنوز زندگی در جریان است؟ ... داستان در شهر اردبیل در جریان است. بیان زندگی خانوادهای شش نفره. تقابل فکر سنتی و تجربی پدر خانواده و روشنفکری یکی از پسرای خانواده به نام آیدین. باید به این نکته اشاره کنم که خواندن این کتاب در ابتدا کمی سخت به نظر میرسد. چون در ابتدا داستان در هالهای از ابهام قرار دارد و هر چه جلوتر میرویم موضوع روشنتر میشود (این رو گفتم که کتاب رو تا آخرش بخونید و خسته نشید) . نویسنده ماهرانه به بیان داستان میپردازد. در این داستان نوسان بین دو زمان گذشته و حال است. این کتاب 350 صفحه میباشد و قیمت پشت جلد آن 6000 تومان است .
می خواهم این متن رو به استاد گرام درس آیین زندگی (اخلاق کاربردی) هدیه کنم (البته این متن چند پاراگراف کمتر از متن اصلی که می خوام هدیه بدم داره . در واقع سانسوری خورده)