اعتراضیه
اصلا مگه کسی بهش گفته که این اومده این مسولیتو پذیرفته؟! می خوام نپذیره...
باز برا خودت بریدیو دوختیو تنت کردی هر کیم بهت بگه قشنگ نیس محلش نمیذاری!!!
نکن این کارارو. نه... من می خوام بدونم که کی گفت باز تو بیای...
استغفرا...
من منظورم به خانوم جهانبخشیان نیستا، ما کوچیک(می گن کلا خانوما از واژه کوچیکتیم خوششون نمیاد!) ول کن، من منظورم به این پسره 39 کیلوییه که عین بختک افتاده رو این وبلاگو ولش نمی کنه ست.
آخه نگفتی شاید تو این جماعت یکی بخواد کاندیدی بشه...
رقابتی بکنه...
دعوایی را بندازه...

آخه ضد دموکراسی...
متکبر...
منتصب...
من با این مدیریتِ اینجوری اکیداً مشکل دارم و بیانیه خودم رو به پیوست اعلام می دارم:
بسمه تعالی
نظر به معرفی شخص مجیدک تحت عنوان مدیریت وبلاگ، این جانب، خشایار نمازی، ملقب به زرکسس، اعتراض خود را به عموم نویسندگان، بازدید کنندگان و طرفداران این وبلاگ اعلام می دارم و مشروعیت ایشان برای انجام این وظیفه به هیچ وجه من الوجوه برای بنده قابل قبول نمی باشد.
لذا با تحریم وبلاگ با مطالب خود بر آن گشتم تا وی را از غایت مطالب خود آزرده و طاقتش را طاق کرده که دیگر مدیریت هیچ وبلاگی را بدون برگذاری رفراندوم و اعمال دموکراسی نپذیرد.
ازین بابت از دیگر دوستان و طرفداران دموکراسی نیز تقاضا دارم با پیش گرفتن همین منوال بنده را درین راه مساعدت نمایند تا وی به خودی خود استعفای خود را بر صفحات این وبلاگ رفیع و ثقیل نقش زند.
و من الله توفیق
خشایار نمازی
بیست و یکم اردیبهشت ماه سال یکهزارو سیصد و نود خورشیدی
مگه ما چی می خوایم آخه؟!
یه انتخابات زیر نظر یه نهاد بین المللی...
اینجا لازمه که من از مدیران قبلی، قبلیتر و اللخصوص قبلیتر وبلاگ کمال تشکر و قدر دانی را داشته باشم.
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی