اِ......اِ......اِ.... شما چرا یوهو رفتین ؟(2)
اِ......اِ......اِ.... شما چرا یوهو رفتین ؟
اصلا توقعشو از شما نداشتیم.شما که دخترای تیزی بودین چی شد؟
ما حرفی از برگذار نشدن کلاس زدیم؟ما فقط گفتیم که دکتر شیخ تشریف نمیارن نگفتیم که کلاس تشکیل نمی شه.
این سری تا یه جای داستان رو همه می دونین پس نیاز به تعریف کردنش نیست.پس من از اِدامش براتون توضیح میدم:
بعد از اینکه شما از دانشگاه تشریفتون رو بردین ما کماکان در سایت دانشگاه
بودیم تا آنجا که سجاد عزیز از ما خداحافظی کرد و رفت(حدودا یک ربع از
رفتن شما گذشته بود).که ناگهان دوباره اومد تو سایت ،
بهش گفتیم چی شده چرا برگشتی؟
گفت ما باید می رفتیم تو کلاس 204 درسته؟
گفتیم آره چطور؟
گفت الآن یکی اونجا نشسته رو صندلی استاد ،منو دید ازم پرسید شما از مدیریت بازرگانی های 88 خبری ندارید؟من گفتم چه طور ؟گفتش که من استادیارم پیش آقای شیخ هستم ،ایشون به من گفتن که من به جاشون امروز بیام سر کلاس اما دیر رسیدم و ظاهرا همه رفتن.
پس بالاخره اومد
از اونجایی که ما آقایون از حرکت امروز شما خانوم ها اصلا خوشمون نیومد همگی اینبار از روی میل و علاقه باطنی قصد پیچوندن شما رو کردیم تا درس عبرتی بشه براتون که دیگه با این جماعت در نیوفتید.
پس همگی از سایت خارج شدیم و با اینکه اینبار بر خلاف گذشته می تونستیم بپیچونیم اینکارو نکردیم و همه سر کلاس اصول حسابداری بدون کم و کاستی حاضر شدیم .

سهیل جان هم از استاد یارمون اجازه گرفت و از کلاس خارج شد و در برگشت موفق به تهیه یک عکس از کلاس شد.تا شما رم در شادی خودمون سهیم کرده باشیم.
خواستم این مسئله رو بهتون متذکر بشم که شما دومین غیبتتون هم در اولین هفته ترم خوردین برای اینکه این غیبت ها و همچنین سری مطالب(اِ......اِ......اِ.... شما چرا یوهو رفتین ؟)به شماره های بیشتری نرسه یه راهکاری ارائه بدین که بهتر جواب بده.
راستی شما قرار بود امروز با ما صحبت کنین تا به یه نتیجه ای برسیم ،چی شد؟پشیمون شدید؟
با تشکر نمازی سخنگوی مجمع پوران (شورای حکام ، اقلیت قدرتمند)
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی