خوابنامه
.
.
آنقدر در ترافیک خوابیده ام ، که دیگر
در راه می توانم مثل فنر بخوابم
از چارراه سیروس تا مولوی که سهل است
از بندر گناوه تا رامسر بخوابم
من در تلاش خوابم، هی بوق می زنی تو
بگذار یک دقیقه،ای بی پدر! بخوابم
حتی اگر که ماشین با من کند تصادف
بعد از دو ثانیه مکثث روی سپر بخوابم
در سینما همیشه وقتی که فیلم طنز است
ششصد نفر بخنندند، من یک نفر بخوابم
هروقت بار دیدم بر دوش باربرها
گفتم که کاش چون بار بر باربر بخوابم
((ایران و آنگولا)) راشاید کمی ببینم
اما زمان پخشِ((ایران-قطر)) بخوابم
در طول روز وقتی چون اسب، گرم کارم
حق مسلم ماست شب مثل خر بخوابم
مگشای تربتم را بعد از وفات و منگر
تا اندرون قبرم من بیشتر بخوابم
همواره قبل خفتن دنبال قرص خوابم
حتی اگر کنار قرص قمر بخوابم
هر دکتری که رفتم، جز وحشتم نیفزون
هفتادو شش پرستار رفتند ور،به خوابم
وقتی که نیمه شب یک شعر می نویسم
صد بار می روم تا روی اثر بخوابم
تا صبح می توانم در وصف خواب گویم
نزدیک پنج صبح است باید دگر بخوابم
مهدی استاد احمد
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی