در کوچه سار شعر و قافیه

سلام بر دوستان

شعر امروز رو از عارف قزوینی انتخاب کردم. عارف این شعر رو  در زمان مشروطه و در دوره ای که خفقان سیاسی در اون موج میزده سروده. عارف این شعرو برای بیدار کردن روح حماسی مردم و در ستایش آزادی و البته برای انتقاد از وضع موجودش گفته.

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهٔ ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

از دست عدو نالهٔ من از سر درد است
اندیشه هر آن‌کس کند از مرگ، نه مرد است
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

***

عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است
جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده است
دل جز به سر زلف دلارام نداده است
صد زندگی ننگ به یک نام نداده است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

مرگ تدریجی ما اغاز خواهد شد

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر مطالعه نکنیم اگربه صدای زنگی گوش ندهیم اگر به خودمان بها ندهیم .....

                                                                                                         

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد هنگامیکه عزت نفس را در خود بکشیم هنگامیکه دست یاری دیگران را رد کنیم.....

 

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر بنده ی عادت های خویش شویم و هر روز یک مسیر را بپیماییم. اگر دچار روزمرگی شویم. اگرتغییری در رنگ لباس خویش ندهیم یا با کسانیکه نمی شناسیم سرصحبت را باز صحبت نکنیم.....

 

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر احساساتمان راابراز نکنیم همان احساسات سرکشی که موجب درخشش چشمان ما می شود و دل را به تپش در می آورد.....

 

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد اگر تحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم هنگامیکه از حرفه یا عشق خود ناراضی هستیم.اگر حاشیه ی امنیت خود را برای آرزویی نامطمئن به خطر نیندازیم.اگر به دنبال آرزوهایمان نباشیم. اگر به خاطر خودمان اجازه ندهیم برای یکبار هم که شده از نصیحتی عاقلانه بگریزیم.

 

 

بیایید زندگی را امروز آغاز کنیم،

بیایید امروز خطر کنیم،

بیایید همین امروز کاری کنیم،

اجازه ندهیم که دچار روزمرگی شویم                                                                                                                                                                                                                 شاد بودن را فراموش نکنیم

                                                                        (پابلو نرودا)

 

شک (Doubt)

چند وقت بود به این موضوع فکر می کردم که چرا توی وبلاگ معرفی فیلم یا آلبوم موسیقی در کنار کعرفی کتاب نداریم . چند وقت یعنی تقریبا از اسفند 88 که با خزایی یه صحبت هایی در این زمینه کرده بودیم . اما خوب نمی شد. تا اینکه خانم صفایی قفلش رو شکوند و باعث شد اولین فیلمم رو معرفی کنم .

فیلمی که امروز قصد معرفی به دوستان رو دارم ، فیلم Doubt (شک) محصول سال 2008 است . راستش طی این چند روزه اتفاقاتی افتاد  که باعث شد دوباره یاد این فیلم سینمایی بیفتم و حتی به چند نفر از دوستان به صورت پیامکی پیشنها مشاهده ی این فیلم رو دادم . الآن نه قصد دارم نه حالش رو که به طور تخصصی و کامل به معرفی فیلم بپردازم . خوشبختانه دوستم ، احسان حیدری قبلا این فیلم رو در وبلاگ شخصیش معرفی کرده که بتون پیشنهاد می کنم برای آشنایی بیشتر با فیلم اون رو بخونید .

http://piade.mihanblog.com



"کشتی در حال غرق شدن بود. تمام مسافران و خدمه ی کشتی غرق شده بودند و تنها یکی از ملوانان نجات پیدا کرده بود. به سرعت سوار یکی از قایق های نجات کشتی شد و شروع به پارو زدن کرد. بعد از مدتی احساس کرد که راه درست را در پیش گرفته و از شدت خستگی خوابش برد. بعد از چند ساعت از خواب بلند شد و از اینکه نجات پیدا کرده بود خیلی احساس خوبی داشت.اما کم کم از درون دچار دلهره شد که نکند راه را اشتباه می رود و نکند آن راه درستی که در پیش گرفته بود غلط باشد و وی را از ساحل دور کند. یواش یواش دچار اظطراب و دلهره شد، به این می گویند شک." (از دیالوگ های فیلم )


این فیلم همانطور که از اسمش معلومه به یکی از خصوصیات بد اخلاقی می پردازه . شک ، سو ظن . دیالوگ های فیلم برای من خیلی جالب و دلنشین بودند .

حاشیه :

من این فیلم رو دارم ، هرکی خواست بگه براش بیارم . می تونیم بعدش بشینیم و در موردش بحرفیم . فیلم خیلی خیلی خوبیه .... حتما ببینید .

جالبناک

حالا تا اول ترم و سرشما و من خیلی شلوغ نشده خوبه  که مطالب وب متنوع باشه...

 

هفت وسیله ساده‌ای که به تکنولوژی پیشرفته تبدیل شدند!

وسعت پیدا کردن علم دانشمندان درباره چگونگی عملکرد ابزارهای مختلف از تی شرت ها گرفته تا انواع چتر، تواناییهای بالقوه و نهفته آنها را کشف کشف کرده و این ابزار ساده را به سیستمهای پیشرفته و پیچیده تبدیل کرده است.
با تبدیل شدن اجسام ساده به ابزارهای پیچیده تر با توانایی های بیشتر، راه های امکانپذیر بیشتری برای انجام کارهای مختلف به وجود آمده و باعث تغییر دیدگاه انسان نسبت به محیط اطرافش خواهد شد.

ادامه نوشته

اخراجی های3

سلام تبریک به همه ی قاچاقچی های عزیز بابت ترم چهاری شدن و سال بالایی شدن

همانطور که میدانید جشنواره ۱۵ بهمن رسما" کار خود را شروع کرده.بیست‌ونهمین دوره این جشنواره  درحالی شروع شد که جواد شمقدری، معاون سینمایی وزیر ارشاد معتقد است که جشنواره امسال در تاریخ ادوار این رویداد سینمایی یک نقطه عطف محسوب می‌شود، زیرا بسیاری از سینماگران تمایل شرکت در آن را داشتند و به همین دلیل ظرفیت فیلم‌های بخش مسابقه افزایش پیدا کرده و به 33‌فیلم رسیده است.

جشنواره فیلم فجر 15 بهمن رسماً آغاز می‌شود

در جشنواره امسال شاهد حضور فیلم اخراجی های ۳ هستیم.فیلمی که هیچ کس موفقیت آن را در دو قسمت قبلی اش نمیتواند انکار کند.

برای دیدن ادامه خبر به ادامه مطلب بروید.

اخراجی ها 3

اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3 اخراجی ها 3  

 
ادامه نوشته

گلستون

حالم از دانشگاه خودم به هم میخوره!!!

میدونی اشتباهت کجاس مجید؟ اشتباهت اینه که دانشگاه منو با دانشگاه خودت یکی کردی.

دانشگاه منو نمیشناسی؟ بابا دانشگاه خودمو میگم. همون جایی که حق رو ناحق میکنن.

همون دانشگاهی که انگار به سیمانش آب بی عدالتی پاشیدن، بعد تک تک آجراشو با این

سیمان گذاشتن روی هم، در آخر کارم یه رنگ خوشگل بی مسؤلیتی به دیواراش زدن.

همون جایی که دانشگاه آکسفورد به سختی به دنبال اینه که اساتیدشو قاپ بزنه.

توی دانشگاه من، ما مجبوریم کتابایی رو بخونیم که چهارصد صفحه مزخرف توش نوشته.

جایی که اگه نسبت به کسی معترض باشی باید این اعتراضو به صورت کتبی بنویسی و

بدی تا خودش بهش رسیدگی کنه.

دانشگاه من همون جاییه که میشه به جای سه تا «درد مبهم»، سی تا «درد مبهم» براش نوشت.

و اما دانشگاه تو...

مرد مؤمن(به قول حسین) من که برا اومدن به دانشگاه تو لحظه شماری میکنم.

همون جایی که توش چایی دارچینی میدن؛ یادت که نرفته، همون روزی که این عکسو گرفتیم.

همون جایی که فن کمر مهره سیزدهم یه بنده خدا رو انحنا داد. همون دانشگاهی که تو

گرمای50درجه میشه رفت و گل کوچیک بازی کرد و به دروازه خودی برگردون زد. همون جایی

که میشه رفت و آدم برفی درست کرد به شکل گلابی و...





مجید، اگه دانشگاه هر روزش برا تو خاطره ست، واسه من هر شبش هم به یاد ماندنیه.

فک کنم ترم چهارم دانشگاه تو یه کم دیرتر از دانشگاه من شروع بشه.

ولی بدون که من حالم از دانشگاه خودم به هم میخوره نه از دانشگاه تو.

بدون که اولین کسی که سر کلاسای دانشگاه تو حاضر میشه منم و فکر

میکنم که بازم باشن کسایی که همچین نظری دارن.

اما درباره گذر عمرمون باید بگم زندگی همینه. بچگی هاتو به خاطر بیار:


روز ها همچون پرنده از سر صحرا گذشت *** گرم بازی در چمن بودم که برق آساگذشت

شنبه ها خمیازه بود و سایبانی از هراس *** در جدل با هندسه این زنگ بی معنا گذشت

چوب تادیب معلم با نگاهی پر تشر *** سال اوٌل مشق از سارا و از دارا گذشت

مهربان بودند برخی از معلم های ما *** درس تاریخ و هنر با اندکی املا گذشت

شام گرم کودکی بود و چراغی گرد سوز *** چشم تا بر هم زدم امروز و فرداها گذشت

هر چه جستم بیشتر نا یافتم نقش تورا *** گوییا ،دیروز بود او از کنار ما ، گذشت

شعر

سلام

خیلی وقته می خوام این شعر رو بذارم تو وب اما نمی دونم بذارم تقصیر مشغله ها،یا.....؟مهم نیست.این شعر رو از فریدون مشیری خیلی دوست دارم .امیدوارم لذت ببرید.

بهت

می گذرم از میان رهگذران، مات

می نگرم در نگاه رهگذران، کور

این همه اندوه در وجودم و من، لال

این همه غوغاست در کنارم و من دور!

 

دیگر در قلب من، نه عشق، نه احساس

دیگر در جان من، نه شور، نه فریاد

دشتم، اما در او نه ناله ی مجنون!

کوهم، اما در او نه تیشه ی فرهاد!

 

هیچ نه انگیزه ای، که هیچم، پوچم!

هیچ نه اندیشه ای، که سنگم، چوبم!

همسفر قصه های تلخ غریبم.

رهگذر کوچه های تنگ غروبم.

 

آن همه خورشید که در من می سوخت،

چشمه ی اندوه شد ز چشم ترم ریخت!

کاخ امیدی که برده بودم تا ماه،

آه، که  اوار غم شد و به سرم ریخت!

 

زورق سرگشته ام که در دل امواج

هیچ نبیند، نه ناخدا، نه خدا را

موج ملالم که در سکوت و سیاهی

می کشم این جان از امید جدا را

 

می گذرم از میان رهگذران، مات

می شمرم میله های پنجره ها را.

می نگرم در نگاه رهگذران، کور

می شنوم قیل و قال زنجره ها را.

قبرستون

اصلا انگار برام عادت شده . انگار یه کار طبیعیه که خودم و شاید بقیه انتظار دارن انجامش بدم . از روزی که آخرین امتحان رو دایدم ، احساس می کردم باید برم یه صفحه رو سیاه کنم و بنوسیم :

" آی ، دانشگاه ... ما چقدر ازت بدمون میاد ! اما غصه نخور ، نیمه ی بهمن ماه دوباره میایم . ای دانشگاه ، با اینکه حالم از ریختت بهم می خوره ، اما نمی دونم چرا دلم برات تنگ میشه ..."

و بعد شش نفر دیگه مثل خودم نظر بدن که آی گفتی ، دوباره باید بیایم دانشگاه و خسته گی و الافی و بیکاری و هزار تا نق و نوق دیگه . انگار یه کرمی تو وجودم وول می خوره که پسر ، چرا نِمیری "درد مبهم 3" رو بنویسی ؟ درد مبهم 3 ؟ به این کلمه که فکر می کنم گوشام قرمز میشه . آره ، همون گوشای گنده که گفته بودم وقتایی که فشارم میره بالا قرمز میشه و گنده گیش بیشتر معلوم میشه . می خوای بخندی ؟ خوب بخند . اما من وقتی به این کلمه فکر می کنم ، گوشام قرمز میشه و این یعنی فشارم رفته بالا و این یعنی مخم داره سوت میکشه ، یعنی قلبم داره تند تند میزنه ، یعنی یه چیزی بدجوری فکرم رو ریخته بهم ، یعنی یه اتفاقی مثل وقتی که بهم گفتن تجزیه تحلیل شدی 13 یا بدتر وقتی که فهمیدم مبانی 10 شدم  رخ داده ! یعنی اینکه 3 ترم مثل برق گذشت و حالا باید درد مبهم 3 رو بنویسم ! درد مبهم 3 یعنی اینکه ما ترم اول این وبلاگ رو بنا کردیم اون ترم مثل برق تموم شد و قبل از ترم دوم "درد مبهم 1 " رو نوشتم و ترم دوم مثل برق تموم شد و تابستون شد و تابستون مثل برق تموم شد قبل از ترم سوم "درد مبهم 2" رو نوشتم و ترم سوم مثل برق تموم شد و ما رفتیم استراحت کردیم و دوره ی استراحت مثل برق تموم شد و الآن که چند روز قبل از ترم چهارمه باید "درد مبهم 3" رو بنویسم ! هنوز به گوش های من می خندی ؟ بهتره 30 ثانیه به این مساله فکر کنی و بعد بری جلوی آینه ببینی چشات گنده شده یا نه ؟ ببینی گوشات که نمی دونم از گوشای من بزرگتره یا کوچیکتر قرمز نشدن ؟ ببنی گونه هات گل ننداختن ؟ برام عجیب نیست تصور تابستان سال 1391 که تو وبلاگ بحثه سر اینکه آیا این ترم رو مرخصی بگیریم و برای ارشد بخونیم یا به خاطر اینکه کم واحد پاس کردیم نمی رسیم 8 ترمه تموم کنیم .   برام عجیب نیست تصور کنم الآن آبان 91 و من و چندتایی دیگه تک و توک سر کلاسا پیدامون میشه و بقیه خبری ازشون نیست . برام عجیب نیست اگه چشام رو ببندم و وقتی باز میکنم فلان دوستم رو ببینم که شیرینی سال عید 1392 و قبولی ارشدش رو دوتا یکی کرده و بهم تعارف میکنه . برام عجیب نیست وقتی چشام رو باز میکنم فلان دوستم رو ببینم که ترم پیش مرخصی بوده و جز بعضی وقتا که اس ام اسی حالش رو پرسیده بودم ، هیچ خبری ازش نبوده . همونی که حالش از دانشگاه بهم می خورد و الآن 7 ماهی میشد که این ورا پیداش نشده بوده . اون موقع است که دوس دارم ازش بپرسم : (( خوب ، به سلامتی ارشد قبول شدید . 3 ماه دیگه هم که دانشگاه تموم میشه و راحت میشی . حالا واقعا خوشحالی ؟ ))

نمی دونم اون موقع ماها چه جوابی می خوایم بدیم . شاید واقعا خوشحال باشیم ، شاید ناراحت . اما من دوست دارم اون موقع ناراحت باشم . ممکنه ؟ ممکنه این قدر تو گوشم نخونید که حالتون از دانشگاه بهم می خوره ؟ ممکنه بین تعطیلات ترم هی یادم نیارید که به نظرتون دانشگاه الافیه ؟ میشه دیگه نگید که واقعا دانشگاه حوصله تون رو سر می بره ؟ بابا ، منم اینارو میدونم . اما نمی خوام این مدت که داره مثل برق می گذره ، حالم رو بهم بزنه . وقتی به من میگی حوصله دانشگاه رو نداری ، احساس می کنم یعنی حوصله من رو نداری . تو چشام که زل میزنی و میگی حالت از دانشگاه بهم می خوره و دوس داری هرچه زودتر تموم بشه ، فکر میکنم حالت از من بهم می خوره و دوست داری زودتر تموم بشه ! آخه بچه جون ، من دوست دارم خاطره هام رو دوست داشته باشم . تو اگه یادت رفته و احساس می کنی هیچ خوبی نداشته ، به من چه ؟

بابا اگه شما خاطره هاتون مرده ، اگه براتون سیاه و سفیدن ، من هنوز اونا یادمه . دوست ندارم خاطره هام حالم رو بهم بزنن . می خوای تا صبح برات از اون روز که با پسرا رفتیم خوابگاه تعریف کنم ؟ کلاس قاضی زاده یادته ؟ اون دختره که ...

ادامه مطلب

ادامه نوشته

کربلایی!

با سلام و عرض تسلیت به مناسبت رحلت پیامبر اکرم و شهادت امام حسن(ع) و همچنین پیشاپیش تسلیت میگم شهادت امام رضا(ع).

چون صبح شود کنار جو میگیرم/دنبال خیال و آرزو میگیرم

هر بادی که به ری؛از نشابور اید/من بوی "حمزه" را ازو میگیرم


مشهدی سید کربلایی حمزه! زیارتت قبول. امیدوارم به پیشوندهای اسمت حاجی هم اضافه بشه. خیلی خوشحالم که به سلامت برگشتی. امیدوارم که تو کربلا ما رو هم دعا کرده باشی.

فقط یه نکته هست که من و مجید احتمالا از یکشنبه میخوایم بریم دانشگاه؛ میخواستم ببینم شما از کی میخواید برید که بیشتر با هم هماهنگ باشیم.

انتخاب واحد - ترم 4

سلام خدمت همه ی دوستان خوبم . اشکالی داره اگه بگم دلم براتون تنگ شده ؟ اگه اشکالی داره نمی گم .

گفتم طبق ترم های گذشته یه پستی بذارم و واحدها رو بررسی کنیم . البته قطعا قرار نیست همه شبیه هم بردارند. اگر هم دوستان اطلاعاتی درباره ی اساتید یا دروس دارن بگن .

همنونطور که شما می دونید (و من نمی دونستم) مهلت انتخاب واحد اینترنتی ما روز سه شنبه ساعت 8 الی 16 است . البته تو روزهای 5شنبه و جمعه و شنبه هم فرصت هست . برنامه ی ارائه شده توسط گروه برای ما به این صورته :


تصویر بزرگ


من به شخصه هم از زمان بندی کلاس ها و هم از اساتید راضی هستم . برای همین درسی رو با گروه صنعتی بر نمی دارم . اما این دروس به صنعتی ها به این صورت ارائه شده :

حسابداری صنعتی- استاد مصدر - یکشنبه 8 تا 10:30

آمار 2 - چهارشنبه 8 تا 12

سیستم اطلاعات مدیریت - دکتر کشاورزی - یکشنبه 8 تا 9:30 ، 4:30 تا 6 . 


اما همونطور که دوست تیزبین و نکته سنج ما ، خانم رحمتی اشاره کردند در برنامه ی دروس عمومی دانشگاه ، در روز چهارشنبه و از ساعت 10 تا 12 درس آئین زندگی قید نشده .


دروس عمومی ارائه شده در روز چهارشنبه - ساعت 10 الی 12  :

اندیشه اسلامی 2 - استاد خداوردی (51001172)

تاریخ اسلام - دکتر لواسانی (برای کسانی که بر نداشتند51001282)

تفسیر موضوعی قرآن - دکتر پارسا (من با ایشون آئین داشتم،استاد سخت گیری هستند)

تفسیر موضوعی قرآن - دکتر حیدری نیک (51001302)

تنظیم خانواده (For Girls) - خواجوی شجاعی (51001161)


دروس عمومی ارائه شده در روز دوشنبه - ساعت 10 الی 12  :

آئین زندگی - صفدری (51001232)

تفسیر موضوعی قرآن - دکتر گیلانی

تنظیم خانواده (دوباره for girls) - کیانی

فارسی عمومی - دوشنبه 10 تا 12 و یکشنبه 8 تا 10


دروس عمومی ارائه شده در روز دوشنبه - ساعت 15 الی 17  :

آئین زندگی - صفدری

تفسیر موضوعی قرآن - دکتر گیلانی


تاریخ امتحانات :

اندیشه اسلامی 2 - 90/3/23 ساعت 1 تا 3 (امتحان بازاریابی ساعت 10 تا 12)

تفسیر موضوعی قرآن - 90/3/29 ساعت 1 تا 3 (امتحان زبان تخصصی 10 تا 12)

تنظیم خانواده - 90/3/17 ساعت 1 تا 3

آئین زندگی - 90/3/28 ساعت 1 تا 3


خوب ... اینم از برنامه ی دروس . خدا رو شکر ، تنظیم خانواده ی آقایون فقط روز 1 شنبه هست . اما خوب خانم ها وضعیت بهتری دارند و هر دو روز 2شنبه و چهارشنبه شون رو می تونن پر کنند .

به متن اضافه شد : در مورد زبان تخصصی 1 و 2 اگر کسی می دونه باید چکار کرد بگه . چون زبان تخصصی 2 (که باید با 1 باهم باشند) در روز دوشنبه و ساعت 13:30 تا 15 ارائه شده که با درس استاد بیگی نیا تداخل داره . احتمالا آموزش اشتباه کرده !

منتظر اظهار نظرات شما هستیم .....


در کوچه سار شعر و قافیه

سلام

دوباره با چند تا غزل اومدم البته به خاطر تاخیرم از همه دوستان معذرت میخوام.اول میخواستم دو شعر از عباس صادقی و عارف قزوینی بذارم که بنا بر دلایلی منصرف شدم و تصمیم گرفتم همون اشعار عاشقانه رو بذارم.اشعار امروز رو تقدیم میکنم به دوست خوبم مجید ترکابادی بخاطر همه زحمتایی که برا من و البته برا کلاس کشیده و بخاطر خیلی چیزا که نمیتونم الان بگم.تقدیم به Maj خودم بخاطر همه چی.

تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلم

مثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم

من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستی

داروی دوستی بود هر چه بروید از گِلم

میرم و همچنان رود نام تو بر زبان من

ریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم

حاصل عمر صرف شد در طلب وصال تو

با همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم

باد به دست آرزو در طلب هوای دل

گر نکند معاونت دور زمان مقبلم

لایق بندگی نیم بی هنری و قیمتی

ور تو قبول می‌کنی با همه نقص فاضلم

مثل تو را به خون من ور بکشی به باطلم

کس نکند مطالبت زان که غلام قاتلم

کشتی من که در میان آب گرفت و غرق شد

گر بود استخوان برد باد صبا به ساحلم

سرو برفت و بوستان از نظرم به جملگی

می‌نرود صنوبری بیخ گرفته در دلم

فکرت من کجا رسد در طلب وصال تو

این همه یاد می‌رود وز تو هنوز غافلم

لشکر عشق سعدیا غارت عقل می‌کند

تا تو دگر به خویشتن ظن نبری که عاقلم

ادامه نوشته

تغییر مدیریت وب

سلام

با تشکر از مدیریت قبلی،افتخار دارم اعلام کنم مدیریت وب رو پذیرفتم.

اماااااا....

به هیچ وجه قول نمیدم که بتونم آمار بازدید از وبلاگ رو بالا برم.اینو از اول بگم بعدا ً نیاین مدیریت منو زیر سوال ببرین

ضمناً خواهش میکنم دوستان عزیز در سطح دانشگاه از نصب بنر و پوسترهای بنده صرف نظر کنند.اینجانب فقط برای خدمت به مردم و ایجاد عدالت پابه میدون گذاشتم.(تا حق خانم ها رو از این وبلاگ باز پس گیرم.)

درراستای ایجاد عدالت، به حول وقوه ی الهی در نظر دارم میزان استفاده از وب رو سهمیه بندی کرده وسهم ازدست رفته ی خانم هارو بهشون برگردونم.

همچنین  شاید بتونم این وبلاگ رو خصوصی سازی کنم و از چنگال (م.ت) برهانم.تا زمینه برای سرمایه گذاری سایر وبلاگها در وبلاگمون بیشتر شه.

البته تا وقتی آقای حسینی به سلامت از سفر برگردن

 

 

 

ادبی

بیا که آسمان  غم گرفته ی این روزهای قلبمان

آهنگ حزین بودنت را می نوازد

بیا که عشق در این شب ها

زیر سوال جهل پامال شده

بیا و زنگارهای چشم هایمان را

با اندیشه ات پاک کن

بیا که اشک های شبانه ات

چاه ضلالتمان را لبریز کرده

بیا که پرچم های بیعت

کوفیان امروز

انتظار

هل من ناصر ینصرنی ات را میکشد

بیا و تقاص

خوارج  پشمینه پوش دیروز را

از سبز پوش امروز بگیر

بیا و قیام خونین عقیده را

بر روشن فکران  متجدد و متحجر

برپا کن

تو صادق حاضری

و حسین ناظر

تو شمشیر برانی

و برهان قاطع

بیا و قرآن را دوباره نازل کن

بیا و عشق را دوباره احیا کن

بیا که آسمان غم گرفته ی این روزهای قلبمان

آهنگ حزین بودنت را می نوازد
ادامه نوشته

برنامه درسی

سلام

گفتم برنامه پیشنهادی دانشگاه رو بذارم تو وبلاگ تا دوستانی که از اون خبر ندارن بدونن که چه درسایی رو باید برداریم(البته بایدی در کار نیست!).خوبه درسای استاد اسدی حداقل برا رسم جدول به کارم اومد!


برنامه گروه آموزشی مدیریت بازرگانی

روزهای هفته

 

نام درس

تعداد واحد

نام استاد

شنبه

یکشنبه

دوشنبه

سه شنبه

چهارشنبه

 

آیین زندگی

2

گروه معارف





10_12

 

آمار 2

3+1

دکتر غمخواری





1:30-5:30

 

بازاریابی و مدیریت بازار

3

دکتر قاضی زاده


10-11:30

8-9:30



 

سیستم های اطلاعات مدیریت

3

دکتر سرداری


8-9:30,3-4:30




 

روش تحقیق در مدیریت

3

دکتر بیگی نیا


4:30-6

1:30-3



 

حسابداری صنعتی (1)

3

دکتر شیخ


1:30-3

5-6:30



 

زبان تخصصی(1و2)

2

دکتر کریمیان





8_10

 

تنظیم خانواده

1

گروه عمومی