با يار به گلزار شدم رهگذري * بر گل نظري فكندم از بي خبري

دلدار به من گفت كه شرمت بادا * رخسار من اينجا و تو بر گل نگري


http://www.pic.iran-forum.ir/images/y7fl2wo4g7ow1tywxp56.jpg

خواجه بيا خواجه بيا خواجه دگر بار بيا * دفع مده دفع مده اي مه عيار بيا


عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر * تشنه مخمور نگر اي شه خمار بيا


پاي تويي دست تويي هستي هر هست تويي * بلبل سرمست تويي جانب گلزار بيا


گوش تويي ديده تويي وز همه بگزيده تويي * يوسف دزديده تويي بر سر بازار بيا


از نظر گشته نهان اي همه را جان و جهان * بار دگر رقص كنان بي دل و دستار بيا


روشني روز تويي شادي غم سوز تويي * ماه شب افروز تويي ابر شكربار بيا


اي علم عالم نو پيش تو هر عقل گرو * گاه ميا گاه مرو خيز بيكبار بيا


اي دل آغشته بخون چند بود شور و جنون * پخته شد انگور كنون غوره ميفشار بيا


اي شب آشفته برو وي غم ناگفته برو * اي خرد خفته برو دولت بيدار بيا


اي دل آواره بيا وي جگر پاره بيا * ور ره در بسته بود از ره ديوار بيا


اي نفس نو ح بيا وي هوس روح بيا * مرهم مجروح بيا صحت بيمار بيا


اي مه افروخته رو آب روان در دل جو * شادي عشاق بجو كوري اغيار بيا


بس بود اي ناطق جان چند ازين گفت زبان * چند زني طبل بيان بي دم و گفتار بيا


«حضرت مولانا»