ميخ بر ديوار
پدر رو به پسر كرد و گفت ((دستت درد نكند ، كار خوبي انجام دادي ولي به سوراخهايي كه در ديوار به وجود اورده اي نگاه كن!! اين ديوار ديگر هيچوقت ديوار قبلي نخواهد بود.پسرم وقتي تو درحال عصبانيت چيزي را مي گويي مانند ميخي است كه بر ديوار دل طرف مقابل مي كوبي. تو ميتواني چاقويي را به شخصي بزني و ان را دراوري ،مهم نيست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهي گفت معذرت مي خواهم كه ان كار را كرده ام،زخم چاقو كماكان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند. يك زخم فيزيكي به همان بدي يك زخم شفاهي است .
شايد اين مطلب جنبه روانشناسي داشته باشد براي علاقه مندان موضوعات روانشناسي.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 23:10 توسط طوفان
|
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی