می روم رفتن از این دیدار مشکل تر که نیست
دوری از وصلی حقارت بار مشکل تر که نیست

گیرم آتش زد مرا اندوه بی سامانی ام
سوختن از ساختن با عار مشکل تر که نیست

از چه می ترسانیم یک عمر تنها بوده ام
عزلت این بارم از هر بار مشکل تر که نیست

نیست آسان تر ز چشمان تو مضمونی- که هست
هست درمعنا از این اشعار مشکل تر؟ که نیست

کوه هم باشی اگر با صبر آبت می کنم
ترک تو از ترک این سیگار مشکل تر که نیست ...


مهدی عابدی - هزار و سیصد و شب