حضرت مسلم (علیه السلام)

دوست دارم بارها از تن جدا گردد سر من
تا شود تقدیم خاک پات، خون حنجر من

دوست دارم عضو عضوم طعمه‎ی شمشیر گردد
تا تو لبخندی زنی بر زخم‎های پیکر من

دوست دارم وقت جان دادن به بالینم بیایی
تا بیفتد بر گل رویت نگاه آخر من

دوست دارم در هجوم خنده‎های تلخ دشمن
بر تو ریزد همچو باران، اشک از چشم تر من

دوست دارم تا به جرم عشق تو، کوچه به کوچه
از فراز بام‎ها آتش بریزد بر سر من

دوست دارم در کنار دختر مظلومه‎ی تو
صورت خود را کند تقدیم سیلی، دختر من