ال كلاسيكو
فرانکو دیکتاتور
خونخوار و خودکامه اسپانیا را میشناسید؟ او يکی از حاميان اصلی رئال
مادريد بود. فوتبال را هم دوست داشت و از آن به عنوان ابزاری برای
برتریجوییاش بر کاتالانهايی که با او به شدت مشکل داشتند، استقلال
میخواستند و با نيروهای خونخوار و دست نشانده فرانکو میجنگيدند بهره
میبرد. بارها خواندهايم که همين فرانکو پليد با مجبور کردن بازيکنان
بارسا و تهديد و حتی کتک زدن آنها، مجبورشان کرد به رئالیها ببازند تا
بادی به غبغب بيندازد و سرود پيروزی بر رقيب ديرينهاش را سر دهد ولی آنچه
از اين عمل زشت او به يادگار ماند زخمی بود که عميق شدنش به بارور شدن
آزادی کمک کرد و بارسا را به نمادی عليه زور، بدی و ديکتاتوری مطلق تبديل
کرد. از آن پس سوت آغاز فصل برای مردان کاتالونیا، شروعی بود برای یک کودک
بیسرپرست در آفریقا، پیروزی آنها یعنی شادی مدرسهها و بیمارستانهایی که
با سود باشگاه در مناطق محروم ساخته شده و بازیکنان آنها تبدیل شدند به
الگوی جوانان در آسیا. با مرور تغيير و تحولات چند سال اخير اين باشگاه فقط
به واژه «ثبات» میرسیم. ثبات در مدیریت و کادر فنی، حتی ثبات در شیوه
بازی آبی – اناریها هم به چشم میخورد. سيستم 3-3-4 كه کرایوف و بعدها
رایکارد آن را در زمين پياده میكردند همچنان توسط پپ حفظ و به آن شاخ و
برگ بيشتری داده شده است. بازي زيبايي كه اين تيم مدتهاست به نمايش
میگذارد همچنان حفظ شده و تمام اينها حاصل ثبات بالای اين تيم است. چیزی
که در رئال مادرید به ندرت دیده میشود.
نقطه هدف برای آمال و
آرزوهای بيشتر فوتباليستهای جهان بازی كردن در لباس سفيد رئال مادريد است.
هواداران این تیم شخصيتهای با پرستيژ و كلاس بالای اجتماعی هستند و به
همين دليل اكثر هنرمندان و ورزشكاران معروف دنيا هوادار اين تيم هستند(مثل
نادال و بولت)، برخلاف طرفداران بارسلونا که جزء قشر ناآرام جامعه به حساب
میآیند و همواره دولت اسپانیا را به دردسر میاندازند. هواداران مادریدی
معتقدند زمین فوتبال میدان جنگ نیست و هر کس علم و پول کافی داشته باشد
میتواند قهرمان شود. به همین خاطر تعداد قهرمانیهای رئال در لاليگا 31
بار يعني 12بار بيشتر از بارسلونا بوده است و در اروپا هم رئال 9 بار و
بارسلونا تنها سه بار به عنوان قهرمانی رسيدهاند. پرافتخارترين تيم جهان
در مصافهای رو در رو با بارسلونا هم موفقتر بوده است. قوهای سپيد در
الكلاسيكو 8 بار بيشتر بارسلونا را بردهاند و 20 گل هم بيشتر زدهاند.
براي بررسی اوضاع و احوال اين تيم بايد سری به تغيير و تحولات چند سال اخير
اين باشگاه زد. بدون ترديد فلورنتينو پرز مردی است كه تا مدتهای مديدی
نامش را ميان هواداران اين تيم زنده نگه خواهد داشت. سال 2004 سالی بود كه
اين باشگاه با وارد كردن بازيكنان نامی فوتبال دنيا لقب «كهكشانیها» را
نيز برای خود به ارمغان آورد. حالا رئیس و آرزوهای بلندپروازانهاش با
«کهکشانیهای 2» به میدان آمده تا به مقابله با «تیم رویایی 2» بپردازد و
به یکهتازی مردان کاتالان پایان دهد. هرچند به قول خوزه مورينيو، مربی
بزرگ پرتغالی تيمی بهتر است كه قهرمان شود نه اينكه در يك بازی چندين و چند
گل به حريف خود بزند.
الکلاسیکو همیشه الکلاسیکو
میماند و از دست دادن آن به معنای باختن در همه چیز است. در الکلاسیکو
هیچ کس ستاره نیست، جز خود فوتبال. پدیده زیبایی که عاشقانه دوستش داریم.
فوتبال با الکلاسیکو معنا پیدا میکند، جایی که میتوانی عشق و نفرت را در
90 دقیقه حس کنی! فوتبال با الکلاسیکو زیبا میشود چرا که در آن خبری از
تساویهای تکراری و کسلکننده نیست! الکلاسیکو برای «من هوادار فوتبال» آخر
دنیاست و میخواهم 90 دقیقه تمام از آن لذت ببرم و عشق و نفرت را یکجا
احساس کنم!
»توضیحات واضحات: الکلاسیکو دوشنبه این هفته ساعت 23:30 در نیوکمپ(ورزشگاه خانگی بارسلونا) انجام میشود.
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی