نقدی بر خودمان
ساعت 14:30 ، کلاس اصول حسابداری 2 ، استاد پوریا نسب.
یک ساعت و سی دقیقه از اولین کلاسی که با حضور دکتر پوریا نسب برگزار شد ، می گذشت . طبق برنامه ی واحد آموزش در این لحظه کلاس به پایان رسیده بود و از این ساعت به بعد جلسه ی دوم محسوب می شد . در کلاس همهمه ای برپا شده بود بر سر اینکه 20 دقیقه استراحت کنیم و بعد به درس ادامه دهیم یا همینطور تا ساعت 15:15 پیشروی کنیم . طبق معمول آقایان اظهار نظر خاصی نمی کردند و وظیفه ی چانه زنی نا خودآگاه به خانم ها محول شده بود. نمی دانم در نهایت دانشجویان پیروز شدند یا استاد ؟ چرا که نمی دانم پیروزی در چیست ! اگر کلاس ادامه پیدا کند موفقیت است یا اگر در همین لحظه اجازه ی مرخصی بهمان داده شود ؟ این شد که به ذهنم رسید ، نقدی بنویسم بر خودمان .
خودمان از خود من شروع می شود . آنگاه که هریک از شما آن را به عنوان مسئله ای بر "خود" پذیرفت می شویم "ما" و آنگاه معنی می دهد نقدی بر خودمان .
به اصل موضوع بپردازیم . کلاس چه با استراحت ادامه پیدا می کرد چه به طور پیوسته ، بالاخره جمعی به سخنان استاد با دقت توجه می کردند و جزوه می نوشتند و برخی هم خود را به هر صورتی مشغول می کردند تا وقت بگذرد و این چیز جدیدی نیست . منحصر به کلاس و دانشگاه ما هم نیست . یکی مثل من "نقدی بر خودمان" می نویسد ، یکی کتاب می خواند ، یکی " گریه های امپراطور" می خواند و یکی تکالیف کلاس زبان انگلیسی اش را حاضر می کند و .... سوال من اینجاست که آیا تاثیر این توجه ها و بی توجهی ها ، جزوه نوشتن ها و ننوشتن ها زمانی نباید نمود پیدا کند ؟ اگر نتیجه ی توجه و بی توجهی در نهایت یکی است چرا وقت خود را تلف می کنیم ؟ برای روشن تر شدن مسئله بهتر است به چند عدد توجه کنیم :
|
شماره دانشجو |
معدل کل |
معدل ترم 2 |
|
882425... |
17.21 |
16.8 |
|
882425... |
17.20 |
16.5 |
|
882425... |
؟ |
16.90 |
|
کلاس |
14،15 |
13،14 |
البته مقدار دقیق این اعداد را نمی دانم . اما حدودش همین است . به راستی اگر این کلاس ها مفید اند ، اگر نوشتن جزوه لازم است اگر باید به سخنان اساتید گوش کرد پس چرا در بین ما تنها 2 نفربا معدل کل رتبه ی A ( آنهم در مرزB) یعنی 17 وجود دارد که آنها هم به لطف معدل ترم پیششان هنوز A مانده اند . و الا اگر نزول 16 ترم دومشان به روند خود ادامه دهد ، این ترم باید به داشتن معدل 15 در کلاس افتخار کنیم و دور از ذهن نیست که در سال های آتی افتخارمان مشروط نشدن باشد !
فرد X در طول ترم جزوه نمی نویسد و دیر می آید و نمی آید و در پایان معدلش می شود 15 ، فرد Y جزوه می نویسد و کنفرانس می دهد و سر وقت می آید و معدلش می شود 15 !
بعد که می پرسی می فهمی همه دغدغه ی کنکور ارشد دارند و همه می دانند معدل در کنکور ارشد بسیار تاثیر دارد ، اما نتیجه چیز دیگری است . من که نفهمیدم اشکال کارمان کجاست . اصلا آیا این سطح معدل پایین کلاسمان را اشکال می دانیم یا برای "خودمان" توجیه داریم و هزار دلیل و برهان . فکر می کنم این قضیه آنقدر ارزش داشته باشد که کمی به آن فکر کنیم . اگر ضعف تشخیصش دادیم به راه حل فکر کنیم و اگر ضعف نیست که هیچ!
می گویند اولین قدم در حل مسئله قبول وجود مسئله است .... !
ساعت 15:15 . استاد مسئله ای را مطرح کرده است و منتظر است اولین دانشجو ، اولین پاسخ را بدهد . صدای شخصی به گوشم می رسد که با استاد صحبت می کند . فکر می کنم همان کسی است که اصول حسابداری 1 را بیست شده بود . او در اصول حسابداری 1 نفر اول شده بود ، حالا هم اول بود . چندین نفر دیگر از ساعت 14:30 تا 15:15 جزوه می نوشند و ترم پیش هم جزوه نوشته بودند و هنوز فرد دیگری اول بود .
کلاس تمام شده بود و من با خود فکر می کردم که اگر می توانسم مقنعه به سر کنم و هندزفری تلفن همراهم را از زیر آن رد کنم و سر کلاس به آهنگ "شهرام ناظری" گوش دهم ، احتمالا به استاد اصرار می کردم که کلاس تا ساعت 18 ادامه پیدا کند و باز هم جزوه نمی نوشتم و باز هم دیگران می نوشتند و بازهم معدلم میشد 16 و بازهم .....
و من هنوز نفهمیدم که اشکال کارمان کجاست ؟
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی