ایران
از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار،
شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای
دیگر ازجمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی،
به عُمَرِ بنِ الخَطاب، خلیفه تازیان (لقبی که پارسیان به عربها میدهند
به معنی سگ شکاری) ...
به نام اهورا مزدا؛ آفریننده زندگی و خِرَد.
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی،
به راه خدای راستینت، اللهِ اکبر، بدون این که هیچ گونه آگاهی داشته باشی
که
ما که هستیم و چه را می پرستیم ...
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عرب ها را
برای خودت
غصب کرده ای، اما آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عرب های
پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسان های عقب مانده ی
بیابان
گرد است ...
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم
در حالی که
نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند
و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند ...
هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه ی زندگی
روزمره ماست. زمانی که ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم
و پرچم - پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک - را در دست هایمان به اهتزاز درمی آوردیم،
تو
و پدران تو داشتند سوسمار می خوردند و دخترانتان را زنده به گور می کردید ...
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا
هیچ ارزشی قائل نیستید،
شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اُسرای جنگی را می کشید، به زنها اهانت
می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروان ها شبیخون می زنید،
دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید و اموال آنها را سرقت می کنید ...
قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام
می دهید محکوم می کنیم. حال با این همه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه
می
خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو به من می گویی از پرستش آتش دست بردارم. ما ایرانیان
عشق به خالق و قدرت
خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش، ما را
قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلب هایمان برای نزدیکی به خالق و به هم نوع
گرم شود. این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در
اعماق
قلبمان روشن می سازد ...
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما
تازه او را کشف
کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم،
ما به هم نوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم،
ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که
فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ،
در حالی که شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته
قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید،
شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول این همه فاجعه
است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران
کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می
دهند؟ و یا هر دو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر
هایتان به مردم یاد بدهید.
شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید؟
ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری،
قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد
داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی
را
از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیانِ ما از ارتش شما
شکست خورد و حالا
مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند،
و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی این کار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند،
چون
گویا اللهِ شما فقط عربی می فهمد ...
من پیشنهاد می کنم که تو و هم دستانت به همان بیابانهایی
که سابقا" عادت داشتید
در آن زندگی کنید برگردید. آن ها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی
آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و
شیر
شتر نوشیدن ها ...
من تو را نهی نمی کنم از این که این دسته های دزد را (
ارتش تازیان) در سرزمین آباد
ما رها کنی، در شهرهای متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما ...
این چهار پایانِ سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل
عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند،
به زنهای ما اهانت کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را
به
نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده ...
آریایی ها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسان های پاک
به هر کجا که بروند
تخم دوستی، عشق، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آن ها تو و
مردم
تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد ...
من از تو می خواهم که با اللهِ اکبرت در همان بیابان های
عربستان بمانی و به
شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی، به خاطر عقاید ترسناکت و
بخاطر خوی وحشی گریت ...
وبلاگ دانشجویان مدیریت بازرگانی