از ابتدای خلقت انسان ها برای رفع نیازهای خود - خواه جسمی و یا روحی- ناچار به برقراری ارتباط با یکدیگر بوده اند . شاید تصور شود که افراد به تنهایی توانایی ادامه حیات و رفع نیازهای خود را دارند . ولی حتی شخصی که در غار و به دور از هیاهوی شهری زندگی میکند ، خواسته یا نا خواسته با نسل های دیگر در ارتباط است . وقتی که برای گرم شدن از آتش و برای شکار از سلاح استفاده می کند ، یعنی به طور غیر مستقیم با نسل های پیش از خود که این ابراها را ابداع و یا کشف کرده اند ، ارتباط برقرار کرده است . 

به دنبال پیشرفت روز افزون تکنولوژی و پیدایش نیازهای جدید ، ارتباط جوامع هم گسترش می یابند . گسترش این رابطه کلی - جامعه ای با جامعه ی دیگر - حکایت از ازدیاد روابط فردی در هر یک از جوامع دارد . اگر تعاملات فردی به درستی شکل نگیرند ، افراد برای رفع نیازهای خود به راههای نا صحیح رو می آورند. رفع صحیح این نیازها تا حدّ زیادی بخ خود شخص مربوط می شود . اگر انسان برای پاسخ به هر نیاز جایگاه مشخصی را در نظر گرفته باشد به مراتب کمتر دچار انحراف در تعاملات خود می شود . به عقیده نویسنده تمامی ارتباطات در سه قسمت دسته بندی می شوند که به طور خلاصه به بررسی هر کدام می پردازیم :




1- ارتباط کاری 

به جز خانواده ، مقدمه ی شکل گیری اکثر تعاملات ، محیط های کاری است . فضای کاری تا حدّ زیادی تخت تاثیر توانایی های فردی اشخاص در برقراری ارتباط با دیگران است . گاهاً مشاهده می شود که ضعف در برقراری ارتباط با جنس مخالف در پشت پرده ای به نام "حجب و حیا " پنهان می شود .  همین عامل باعث می شود در محیط هایی نظیر دانشگاه اساسا یا ارتباطی شکل نگیرد ، یا این اتفاق به سخت رخ دهد . حا ۀنکه با یک نگرش درست نسبت به این قضیه می توان تعاملی مفید و موثر برقرار کرد .


2- ارتباط دوستی

به دنبال شکل گیری روابط کاری ، معمولا افراد در گروه های کوچک تری گرد هم می آیند . ارتباط این افراد از نوع کاری فراتر رفته و شکل صمیمانه تری به خود گرفته است . مثلا از بین دانشجوهای ورودی یک سال مشخص -که ارتباطی کاری ، یعنی تحصیل بین آن ها برقرار است - جمع چند نفره ای شکل می گیرد که طبیعتا داری علایق ، سلایق و خصوصیات مشترک بیشتری هستند . آنها ممکن است که فضاهای ارتباطی ، درسی ، آموزشی ، مشورتی و حتی تفریحیِ بیشتری بین خود ایجاد کنند که به عقیه بنده می تواند بسیار مفید و موثر باشد . به بیان دیگر نقطه اوج برقراری ارتباط با جنس مخالف آنجایی است  که افراد قادر باشند با رعایت خط قرمزهای عرفی و شرعی جامعه با یکدیگر در تعامل باشند .

در این صورت ضمن ارتباط ، با روحیات و واکنش های جنس مخالف در موقیعیت های مختلف آشنا می شوند و این می تواند تجربه ی مناسبی برای آینده آنها باشد. متاسفانه مشاهده می شود به علت نبود این تجربیات ارتباطی ، اشخاص در زمان ازدواج و درست هنگامی که باید شناخت صحیحی از طرف مقابل پیدا کنند ، دچار مشکلاتی می شوند که ممکن است بسیار مخرب  باشند و به قیمت تباهی زندگی فرد تمام شود .


3- ارتباط عاطفی

مساله ای که باعث می شود دید مثبتی نسبت به ارتباط دوستی با جنس مخالف وجود نداشته باشد ، بازخوردهای مختلفی است که از روابط عاطفی نشات می گیرند ، نه روابط دوستی .

وقتی که ارتباط بین دو نفر به شکل صمیمانه تر و با عمق بیشتری شکل می گیرد دیگر این ارتباط از نوع دوستی فراتر رفته ، شکل عاطفی به خود گرفته است .  این جاست که باید خطر کرد . باید مراقب بود . باید با تامل و درنگ بیشتری ادامه داد. چرا که ارتباط عاطفی نقطه ابتدایی پیدایش آتشی به است به نام عشق .

قصد نویسنده بد شمردن اساسی این ارتباط نیست . بلکه وقتی از خطر کرد سخن می گویم ، منظور تامل و تفکر نسبت به نتیجه نهایی این ارتباط است . تفکر پیرامون اینکه آیا فرد مقابل شرایطی را دارد که بتوان این ارتباط عاطفی را در نقطه ای به نام ازدواج به تعادل رساند ؟ اگر پاسخ مثبت است ، باید برنامه ی زندگی خود را مشخص کنیم . نه اینکه چون شخص حائز شرایط مناسب برای شروع زندگی جدید است ، بی پروا و با اطمینان قدم در راه بگذاریم . اگر هم که شرایط مناسبی برای به نتیجه رساندن این ارتباط وجود ندارد ، در همین نقطه توقف کنیم و حتی چند قدم به عقب برگردیم . زیرا اگر نقطه نهایی جدایی باشد ، هر دو طرف متحمّل شکست سنگینی می شوند که آسیب های به وجود آمده از آن به سختی و با گذشت زمان برطرف می شوند و حتی ممکن است اثرات آن تا آخر عمر باقی بماند .

از آنجایی که انسان فطرتا به برقراری ارتباط با جنس مخالف نیاز دارد و احتمال قریب به یقین این حس برای همه اتفاق می افتد ، نیاز است که قبل از وقوع درباره آن تأمّل کنیم . چرا که وقتی فرد پدیده جدیدی به نام عشق را تجربه می کند ، دیگر نمی تواند به راحتی با منطق و برهان با مسأله برخورد کند . به بیان امیر مومنان حضرت علی (ع) : الحب یعمی و یصم .

اگر هنوز دچار این آتش نشده ایم ، خود را بری از هرگونه خطا و انحراف ندانیم . فطرت انسان این است و مساله تازه ای نیست .

این عشق به اختیار نبوَد / دانم که همین قدر بدانید

این است نصیحت سنایی / عاشق مشوید اگر توانید ...


(به متن اضافه شد) به عقیده بنده تنها تمایز میان ارتباط دختر-پسر با ارتباط پسر-پسر یا دختر-دختر جا به جایی بعضی خط قرمزهاست . یعنی دختر و پسر حتی می توانند با هم رابطه دوستی صمیمانه برقرار کنند . تنها با این تفاوت که طبیعتا اگر نگران سلامت این ارتباط هستیم ، باید خطوط مرزی جدیدی را برای برقراری این رابطه ی حتی عاطفی تعریف کنیم .تغییر این خطوط قرمز می تواند صحبت های روزانه ، نوع شوخی کردن ها ،بیان احساسات شخصی و ... را در بر بگید .

مباحثه

آنچه در بالا آمد ، تنها نظر بنده پیرامون " ارتباط دختر و پسر " بود و قطعا هر یک از شما دوستان ، عقیده و دیدی مختص به خود دارید . هدف ما تبادل نظرات افراد مختلف و آشنایی با طرز فکرهای مختلف موجود در شرایط کنونی جامعه است . 

بی صبرانه منتظر دریافت نظرات شما بزرگواران هستیم .